Machine transcription
خیز ارشک مویئومی گیرم دامن سیدی
گدا بر بس نخودی ربوی گل فگنده ام دامی
من در ان بزم بیرنگی که موج نشه حشش
دوصدچشم پری خوابانده در هرچشمک جامی
بافی جلیس خواندم درس اثبات ظهورا
بذوق هستی مطلق زدم برنیستی کامی
چرا امکانت امکان خود نشان بی نشان گردو
دران عالم کدا و باشد که از من میبرد نامی
مزن دم با نفس در خلوت دل نغمه ریج شد
زخم بیرون نیاید باده تا دارد رگ خامی
دلم طرزی بطرف کعبه نایاب خود طرزی
زسعی بیخود بهای مقامی بندد احرامی
جواب ظهوری در کابل گفته
در آغوش فراغت برده کنجی را شکر خوابی
فشار در گریبانم مژگان که بر دوش زند بامی
زیس بیتا ب باد طره پر چین او گشتم
بسان حلقه گیسو براتش میخورم تابی
درین شهد شهید خون چکان کیستم یارب
که در خون میکند بازی چو تیغ تیز قصابی
نمی دارام چمی یارپستانی که من دارم
دلم را خسته همچون پسته با لعل چو عنابی
پنهان در نوبهار گریه ام دامان نمیگردنم
که خندانست بر اشکم گل شاداب سیرابی
بجوشق از سرشکبهایم چه میپرسی
بخود چندان فرو رفتم که سجده میبرم گردابی
بجوش اضطراب بیقراریهای دیدارم
بخواب حسرتم آینه سان بردوش سنجابی
ندارد بزم شوقم احتیاج نغمه دیگر
طپیدنهای دل در بر نباشد کم ز مضرا بی
بیاای نوبهار حسن کا ندر بزم میخواران
تماشا دارد امشب بوی گل در سیر مهتابی
خمش سعی خواب آلود طرزی عذر میخوات
وگر نه نیست پنهان در جهان مقصود نایابی
به طرز بیدل در کراچی گفته
در ان گلشن که چون گل غنچه بر بند قبابند
بدست شاهد مضمون ما رنگ حنا بند
کر شمشیر بخت دولت اندیشا مد کنجای
اگر خود را بسان سایه بر بال هما بند
بپیر کی کند تا شخص همت عشوه پردازی
زرنک جلوه از آمیزات عکس عصا بندد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
