Machine transcription
۵۴۴
در گلستان ببو که بنماید کل خود روی رو
وصف روی کلرخان با بلبل خوشگوی کو
فصل کل چون عزم می خوردن کنی با کلرخان
در چمن جائی که جوئی برکنار جوی ہو
غنچه دل میشود خندان چو کل از روی ناز
در شام آید سحر چون از کل خوشبوی بو
در چمن خواهی که از آزادگان باشی چو سرو
جای زیر سایه آن قامت دلجوی جو
از خطا بکشو دار زلف کر کیرش صبا
شد زبوی مشک ماثل چون شگوی کو
تا که جیحون سر شکم رفت در سیلاب غم
دجله اشکم نباشد کمت از آموی مو
پیش چشم مردمان اهل علینش مارنیا
سینه ش گلشن نماید همچو نی بردی رو
جواب کمال در قندهار گفته
ای رخت مظهر انوار خدا ی
برقع از رو بکشا صورت لطفی نما
دهنت نکته سربسته اسرار خداست
سخن بهر خدا نکته سربسته کشا
در غم عشق رخت طشت من افتاد نام
با تو ایمه که نشان داد که بنام بر آ
بچمن تا که سهمان آمدی ای سرد سہی
سرو چون سایه بسر پیش تو افتاد زیا
پیش خم غنچه دهنش برندی میکن
مصطفا خانه عشق از در میخانه در آ
تا چو ساغر بنهم لب بلب و جان بدهم
نمشب بهر روشن در شب بالین کنم
بدل و دیده و جانست ترا جای عزیز
تو چو جانی و ترا جای بود در همه جا
آمدی باز بسیر کل و کابل امروز
بلبل آسا بسر مرغکلوری بسرا
رو بروس بیدل در کراچی گفته
بان کل شبنم دارد خیال بستن دا
که رنگ پستی می آورد از بوسه بگل
ز تصویر خیال کرس مست خود کا
نکه در دیده ام بالد بخود چون مغز بادا
خیال آن بهار ناز می اید درین گلشن
چوبوی کل توان رفتن باستقبال کا
دل از طرز لراحت صد قیامت شور انگیزد
اکر در کام جان ریز د نمک پرورده دشنا
بیموز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
