Machine transcription
برین افتاده بر خود بسان سنگ سبک شوم یارب که این خاشاک را از خویش برچینم
وجود چون پرده اندازی ز حشمت پرده اندازد نه یعنی روی معنی را که با خود خویشتن بینم
پریزده بوی خلقی خویش پنهان نمیماند چو بوی مشک در پسدی اگر چون نافه در چینم
نگارم یک گره انگشت دست شانه بکشاید که من چون تاب پیچیدم کمین زلف پر چینم
هر صورت که می بینی زخود آئینه پردازد زخود بینی همان با نقش خود آئینه آئینم
بهارست و از رنگ بو چندان نمی شاید نوجون گل از شکت رنگهای خویش برچینم
این انجبر تکتین نقش ساده دارد تو از خبر رو مد امواج خود بر روی خود چینم
روی برگ گل ستم چو گوهر لنگر اندازد در ان گلشن که سر بزند خر اش رنگ گلچینم
یک نو غم ز جیب کل بدا مان خار ریزد شبنم میزند گر بار با این دست بر چینم
کوه اری جهان مرغ دل از دستش نگهداری بدستال دلم افتاد چشمش همچو شاهینم
از طبع خود در کابل گفت
ساقی بگیر ساغر نامی بشیر دار کا مد بچمن گل از باز بهشت در مکار
تا قد تو بخرامش در باغ شد خرامان بر تیغ کوه خود ساز د کبک کوهسار
گردیم گل اندام چون غنچه باز آید طالع بود مدد کار باشد ز بخت یار
در زیر تیغ مارش از خال آل چه پر در خون طپم چو بسمل از جوشش سفرار
ای بوالهوس منه پا در کوی عشقبازان کاول قدم درین راه شرط است جانسپار
سعی دوکنش توقم پوشیده روی مطلب باشد رسیدن صید از الفت شکار
در باغ سرور تا و چون بندگان ستاد سلطان گل بگلشن دارد و سرسوار
زار و نزار هستم چون تار چنگ احقر از بسکه در فرافت کردم فغان و زار
طرزی ز دست گذار جام می دلب یار چون غنچه گشت خندان از باد نو بهار
من اشعاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
