Machine transcription
غم نشود تا در ریشه بچه تخم دیجا نرا
بمی جا نیکند قطره ام جیب کهر کیرد
زدو د هستی موهوم خود نامکسله دائم
زسعی ریشه ام جز دود خط چیزی نمیروید
عبث کویت بعزت سایه بال هما دارد
اگر بیچون نفس نتوان کشش کاروان تازم
بدانا کر نساز د چرخ دون حرف عجب نبود
جو انیهای فصل غنچه کل را غنیمت دان
غم درد ضعیفان سر فرازان میکند طرر
بجو د صد بارجا خوردم که کشتم دانه انا
باسانی نیاوردم بکف شیر ابرا
بسان شعله بر روی انگر میزنم پیا
ز روی اتشین تخم در پیر دانه خا
که من چون سایه افتادم ندیدم اوج اقبال
ولی در کاروان چون کرد میساریم دنا
نکر نشنیده تمثال طوطی اینیست است
بهار عمر برنگ است تامل سیند آرا
که جیب یک قلم جود تھی از ریشه تا است
تتشیع خواجه حافظ در قند بارکشه
سحر رسید بکوشم زکوشه می صدای بلبل زاری اسیر پیس
که ای بنار خرامی چو سرو برلب جو کهی بجای کلی کاه زیر پا سنے
شوچو غنچه بسامان خویشتن مغرور که هر که چون تو درین باغ داشات ہے
دلی به نیم نظر از نظر چنان رفتند که هیچ زان عهد یاران نماند جزا
ازان بیان کل اندام دعا شقان تهران قبار غنچه و درد لاله ماند پسنے
چو این حدیث شنیدم زخویشتن رفتم که است در خور بو سیدن اینچنین د
وفار کل مطلب ساقیا بیاو بیار دوباره و برن در باده کهن در
غبار غصه بشواز بیاض سینه من بجام باده صافی و یا بدردد
بحرف تلخ نسیہ زار خاطر زارم که کل نداشت چنین میل شکر شکئے
بگیر جام و پیاپی بدست طرزی ده که نیست بر در میخانه رند همچونے
بطرز بیدل در کراچی کشته
رنیس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
