Machine transcription
افتاد دل بپای چو برخاستی بناز
برخاست دل بجای بپیس نشست تو
دل اندرون سینه چو بسمل بخون طپید
در پیش رفتن نگه بازگشت تو
طرزی ببر و نسبت قدش چو میرسد
ما را خراب کرده خیالات پست تو
از طبع خود در کابل گفته
ای جان فدای غمزه چشم سیاه تو
وی دل شبک از دم هر نگاه تو
قدم خمیده تر ز هلال است در غمت
تا شد نهان ز دیده رخ همچو ماه تو
ای جان ز عارض تو نه پیچم سر ز جور
گردم اگر غبار بخیزم ز راه تو
در پیش چشم ما ز بس خوار گشته ایم
ای دل چه کرده وجه ما شد گناه تو
مانع اگر ز بی نگهیم اه و چاره نیست
افتاده دل ببند دو زلف سیاه تو
صد شهر بند دل بنکاهی گرفته
ایشی اگرچه نیست کلاه و سپاه تو
طرزی فغان که در دل سختش اثر نکرد
هر چند چرخ تیره شد از دود اه تو
ردیف الهاء دیوان طرزی صاحب
از طبع خود در صنعت لزوم گفته
خط خوش تو کرده رخ ماه را سیاه
هر نقطه اش چو مردمک دیده پر نگاه
از خجلت غبار خط مشکبار تو
در ناف آهوان خطا مشک ناب
خط عبیر بز تو از مشک تر کشید
خطی چو هاله بر رخ ماه تو آه آه
خواهم چو وصف خط خوشت را بیان کنم
گردد زبان من چو قلم تا کلوه گیاه
ریحان بعارض سمن و لاله گشته اند
یا خط کشیده هاله بگرد عذار ماه
ای دل بهوش باش که در خطش گم کرده
خردوش کشته با خط مشکین دهان چاه
بر گرد خاتم لب یاقوت رنگ یار
خط است یا به تنگ شکر مور برده راه
بر عارضت بخط چلیپا نوشته اند
این سلسله که گردن مجنون کرده ماه
خط است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
