Machine transcription
۵۲۲
خانه ام از چشمه زخم دور کارا مین نبود میکند سیل سرشکم هرکجا تعمیر او
آسمانرا در کشا و عقده کار دلم ریخت از بس غمزۀ سوهان ناخن میر او
زشتی طرزی نکرد و خوب از سعی کسی کا چنین گرد است استاد ازل تصویر او
جواب صائب در کابل گفته
در خیال آن دهن از بسکه کردم گفتگو غنچه می آید برون زین مرز از جای گو
ثبت شد در دل مرا از بسکه تصریف او اسم از آب سیه دبیرون بجای کلگو
گرشبی پایم رسد چون جام در میخانی او دست زیر سر نهم دیگر نخیزم چون سبو
آبرو برباد میده لقمه نانی مده نان بشکت تر شود گر جمع گردد آبرو
پیش چشم سرمه سای یار باید شکوه کرد سر بسر چون غنچه خاموش بودان گفتگو
بسکه در دشت طلب هر سو بسیر غلطیده ام اشک سان آخر مرا گردآب سمی شستشو
گرد از خاکستر من گرد اغ شمع را سوختم از بسکه از گرمی خوبی شعله خو
عاقبت از چشمۀ چشم روان شد جویها در گلستان سد و خدار بستن شهر کو
دل باین بیطاقتی با و سفار چون شود پیش او افعه را نتوان نها دن روبرو
در بیابان طلب مطلب بحرفی بیش است مدعا خواهی کند طرزی رسید د آرزو
جواب کلیم در قندهار گفته
سحر بباغ شنیدم زباغبان میقو که گلش است مرا گلشن جنان میقو
از ان بباغ گل و لاله ناشگفته نماند که غنچه لب بکشاید ببوستان میقو
کشم چو آه زدل میرود بجایی مرا ز دست هجر شدم بسکه ناتوان میقو
چو سرو سوی لب جو روان نمی آئی چه شد که سیل سرشکم شد آب ران میقو
چنان بشعلۀ شوق تو سوخت سینه من که آه گرم ندانشم بجان میقو
ببوی آب د و د خانه ام بسان حباب زبسکه اشک فشاندم بر ستان میقو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
