Machine transcription
غ بیدل
چورنگ رفته کرد کار دانم کس نمیاید
درین گلشن بهاز رنگ گلینم حقه پیری
بهر سودام بر دوشم ولی از خویش آزادم
اگر آو دم کر خم شبی راه ہوا گیرد
بمذهبهای استغنایم از افتا دگی باشد
نباشد ننگ حسرت پیش این بی شهر قفطرز
نفس بربوی گل از محمل آرام می بندم
که از اجزای شبنم کل جام می بندم
چو طارسم که بربال پریدن دام می بندم
دم سر د سحر را برد بان شام می بندم
بصبحن خانه میکردم هوای بام می بندم
که واردان همین مخود را زشوق نام می بندام
جواب بکمال محمد در کابل بکه
بیاد قامتش آهی کشیدم
زچشمک بازی آن مردم چشم
بسازی تارخ او خال آورد
قبای طاقتم شد صرف دامان
گزیدم تا تر از جمع خوبان
کمان گوشه گیران چله دارد
بازار محنت بفروختم جان
چو بند روی خود در اب چشمم
نشان آن مبین طرزی چگویم
چوخاک از باد تا بالا رسیدم
چونور چشم از مردم بریدم
بساط زره نقش ما بچیدم
چو گل از بس گریبان را دریدم
زحسرت بار ها لب را گزیدم
از ان چین تیر از شست پریدم
که تا نقد غم و دوت خریدم
بگوید که مه در آب دیدم
ندیدم خود و هین حرفی شنیدم
برویش بیدل کراچی لکھتے
بعشق او چنان حسرت نصیب شهر در دم
دماغ تو بهار ناز پرور ومنشایم
فلک در انجم نقطه از خورشید می آرد
بیزم گرم در یاده نوشان سازشی دارم
که بیجا نم سپندم دانه اشکم رخ زردم
غبار از بوی کل خبر زهر جا کل کند کردم
که من در مطلع دیوان بستی بیت به فردم
شراب سرفرم در بطن دردان اتش مردم
گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
