Machine transcription
چون توان گشت علم قصه خاموشی من
مشت پر بهر صدا لب بجموش خودم
اشک من رفت و عمار دیگر از باری کن
محمل انجام بار سر و دوش خودم
میچویا قوت بیاد لب لعلش طرز
دل کباب شرر آتش خاموش خودم
برطرز بیدل در ممبئی گفته
بست چشم ساقی مستانه خودم
سرشار بوی باده پیمانه خودم
تصویر قد نماست بهر روی خانه ام
نقاش نقش صورت جانانه خودم
چون جم بخاک میکده مانده ام بگو
خمخانه نوش میخود پیمانه خودم
دیوانگی برتبه معشوقم رساند
ممنون طرز دشت دیوانه خودم
بادر وصاف دهر مرا هیچ کار نیست
من لای جوار گوشه میخانه خودم
با مدعای برین کوهسار نان دهم
غربت طرانه کوهر یکدانه خودم
چون مه چراغ محفل بیگانه نیستم
فانوس شمع منزل کاشانه خودم
مژگان بو بستم نتوان سد راه شد
اواره چون نگاه خود از خانه خودم
تصویر هستم همه در نقش نیستی است
طرزی مثال عکس پر یخانه خودم
برطرز بیدل در کراچی گفته
مطرف جلوه اش چون از نگه احرام میبندم
زسیر روی کلشن دیده چون بادام می بندم
ز دستش در دل جو نقش جام می بندم
زموج می بهای نشه صد جادام می بندم
شکر شبها چون طوطی شکر شکن گردد
سخن هر جا لب از بو سه پیغام می بندم
طواف کعبه از خود گذشتن عالمی دارد
زرنگ کل چو نکهت بر چمن احرام بندم
کشا دست بخشش ذوق نعمت دار بادام
نهال پر بدارم ثمر خام می بندم
زمین دارم هوای سرکشی در سرزمین کلشن
چونرکس کل بسر چشم روشن جام می بندم
ندانستن چه هستم چون شمع سرتا پا دلی خامم
خیال سوختن در کنج شبستان جام می بندم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
