Machine transcription
حریف چابکباز دهر از من کی برد بازی که من در روی طاسن برد گردون نقش آوردم
بدوشم سگبان همچون سبو با پای خم آرد که من از دست لعل می پرستی باده ناخوردم
ز جرات بر سر تیغ مژه چون اشک میخلیطم همه دل در جگر دارم تو گویی زهره ٔ مردم
در عالم رنگ گل شد صرف طرف دامن یارم همان آغوش در گلشن که گرد خود بگردم
بدرد درد مندان بسکه میداند دکو طرزی اگر بر اشک حسرت بگذرم دل میکند دردم
بر طبق بیدل در کراچی گفته
کسی نگوید با نجن نغمه می آرم خویش را پیش وار شاخ فرو می آرم
هر کجا کسر مست تو کند می کوی نشه را موی کشان سوی سبو می آرم
هر کجا حرف سیه مستی چشم گویم شیشه را خون جگر با بگلو می آرم
خنده بلو داغنیابی او تهمت شیر من و ماما که بیارم همه او می آرم
بازم بخر بجیب نفس صد چاکم رشتهای رگ گل بهر رفو می آرم
تا بپوشم رخ آلوده نمازی سازم از گداز دل خود آب وضو می آرم
گلشن آینهٔ قدرت طبع خویشم همه تمثال گل روی نکو می آرم
بسکه گویم بسر اغ گل هر رنگی خود رنگ کل گویم و بوی بچو بوی آرم
روی پر شبنم گل اینه روی نمات من که چون آینه عکس رخ او می آرم
تا بیادک چشم زدن راه فاطی سازم رخت هستی همه چون اشک فرو می آرم
هر زنیب چمن حسن تو ای سرو روان سود را تا بکنار لب جو می آرم
تا چو بیدل گذرم زود زمستی طرزی چون حباب از بر خود جامه فرو آرم
در جواب غزل مشهور منیر تخلص در قندهار گفته
روز و شب بیقراری دارم از غم یار زاری دارم
میدم از دو چشم خون افشان بکنار آب جاری دارم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
