Machine transcription
آنچه بیدل طرزی افغان مکر ارادب
از لبش حرفی شنیدم کاینقدر جوش زدم
بطرز بیدل در کابل گفته
زبیتابی بعد ازان گوهر نایاب میگردم
که نامش هرکه میگیرد من از خواب میگردم
بجستجوی آن دردانه دریای بیری
بگر دو خویشتن چون حلقه گرداب میگردم
بجنبک او مدانم چشم لیک اینقدر دانم
که کاهی تار کاهی ناله که مضراب میگردم
بگلزار و فااز گریه منع من مکن همدم
نهال تخم و از اشک خود سیراب میگردم
در اقلیم تمنای کلیهای دیدارش
کشان کر گل کنم یک تو عتاب میگردم
بامن گفتیم سر جوش زن دور باده کش
که در طبع حریفان جابن شراب آب میگردم
بجز زندگی از اضطراب جان چه میر
بکام واهی دل ز سر نقاب میگردم
رقم کر کوس مستی بر سپهر از روی او
بوضع وز کی خورشید عالمتاب میگردم
غرور سرکشیها در رم از وضع ادب دارد
بیانم روشن کر خم شوم محراب میگردم
زخواب غفلتم بیدار کرد این صرع بیدل
بخشم هر که رو در ابر ساز بخواب میگردم
بصحرای جنون آباد چین طرزی اس سر
کره کر میخو زم چون ناقه شبکتاب میگردم
بطرز بیدل در کابل گفته
رفتم ازینکه بیاد تو فراموش خودم
جوای تو چوکل دست در آغوش خودم
بخیال قدوبالای تو ای آفت هوش
همچو محراب تهی مانده آغوش خودم
سورش صور قیامت نکند بیدارم
من که از صبح نفس پنبه کش گوش خودم
اینقدر بیخودم از باده یکرنگی شوق
که نویدستی و من سروش و پادوش خودم
میخرد بحر چریک قطره آبم کنار
موجم و دست خمش وسعت اغوش خودم
نیست چون بوالهوسان مستیم از ساغرد
مست ازان چشم تو از باده جوش خردام
ناشنیدم سخنی چون گهر از لعل لبت
چون کهر حلقه بکوش صدف کوش خودم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
