Machine transcription
تا که در آب بخ خود خط چون گہر زدم
سر دوش از پیمانه سر سار وحدت کشته ام
انقدر از شوق دیدارت بحیرت سوختم
قفل مینای عشرت شورش درد سر است
میرغم از سردخوستیها سنگ مینای چرخ
عالمی حکم روانم را بگردن میکشد
دیده ام در بیابان امواج خشکی میزند
جسمان افتادم در دیار ما و من
روح سیبالیه بکو دانگواری نفس العین
بند بندم چون نیستان یکسرا با نفست
ای نفس دل چه مضمون سطر اه خواہی
یک سطر این گلشن بخون بلبلان گلزار بون
خاطر طرزی شد از این شعر بیدل در کتاب
از ہجوم موج عزت پا بجنگ نز زدم
هر دو عالم را چو ساغر با بیکدیگر زدم
کز غبار اسینه را در دیده خاکستر زدم
چون لب جام از خموشیها بکوش کر زدم
در بهار گریه تا از چشم تر ساغر زدم
تا که چون تیغ دوسر از پهلوی لاغر زدم
دامن مژگان حیرت تا بشخص تر زدم
تا بہستی خویش را از ذره کمتر زدم
خاک در چشم عرض از پاکی جو ہر زدم
اثر این خاشاک را از ناله اتش در زدم
خامه ات سر کن که من این صفحه را سطر زدم
من هم از خون شره مهری برین محضر زدم
بسکہ از اوراق معنی آب مظلم تر زدم
بر طبق بیدل در قندهار گفته
سرزلف سیاه عقربت از خواب بیدار
زبان خامه بالبهای خاموش این سخن گوید
غبار ناله من سد مه ساعتی میکند امشب
چو دیدم غنچه را جمر زنگ بویخبری نمیباشد
بدان سنگین دلیها کوه هم نالد بحال من
برم وصل او اینه سان از هوش بیستام
کر می کند دل سپید م چون کاه بر بادم
چو سر از خواب بر کردم بخود چون مار پیچیدم
که کل را فرصت یک خنده کردن نیت فهمیدم
که از بس رخیم سر مه سای یار در دیدم
از ین گلزار چون با دام من ہم چشم پوشیدم
ز ہجر آن نگار سنگدل از بسکه نالیدم
ز بهر دیدن رویش سر ا پا دیده کردیدم
بیاد آن سر ا پا ناز خود از بسکه کاهیدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
