Machine transcription
ز جانان ما نشانی یافتم از خویشتن رفتم
بسی بستم خیال هستی اندر دل از ان غافل
بصحن سنبلم یا فیتی دارم سر و کاری
بصد ذوق و هوس رفتم بسوی گلشن ازانکی
نشد طغرای میسر وصل ان شیرین پسر مارا
نقاب پر نور ویش چو شعلم از چمن رفتم
که چون اشک از سر مژگان بچگان ازین رنتم
ز بس کز خویشتن اندر خیال ان سمن رفتم
گل بلبل بکی چون بیدیم از چمن رفتم
بصد تلخی ازین حسرت سرابون کوهکن رفتم
جواب صائب در کابل گفت
هر نفس بر صفحه دل طفل بی پروای غم
نیست خالی یکسرموزان فضای سینه ام
چون بود از نقطه زیب خط از ان ان ماست
دل چو جو هر بر سر شمشیر بازی میکند
تا ابد چون غنچه زخم را نباید لب بهمم
از دو ابرویش بجز چاک جگر چیزی نخواس
در سرای سینه از بس میخرم افتاده است
دامنم از موج خون چون بحر طوفانی شود
کرچه میدوزد بنوک سوزن پیکان تیـــــر
بر سپاه درد و غم فرمانروائی میکنم
دانه در شجاعتها بکف اورده ام
در میان کشتگان رقص سپندی میکنم
بیکر نوک غم شمشیرت ما افتاده است
پیش چشم مردم بیدرد طنازی هچو گل
میکند مشق الف از قامت بالای زخم
بسکه چاک زخم افتاد است بر بالای زخم
میکندار و نقطهای داغ سر تا پای زخم
تا شدم سر جوش جوش در نشنه سهای زخم
یک تبسم و ارگر خندد بدان لبهای زخم
نوح بار تیغ دارد در بغل گلهای زخم
میفروشد بر جگر دل هر نفس کالای زخم
کرتر و بر هم فشار د چشم خون پالای زخم
میر دبا تیغ ادل جامه رعنای زخم
مادلم در دست دارد سر خط طغرای زخم
تا چو غواصان فرو رفتیم در دریای زخم
تا که سر جوشش کشته ام از باده مینای زخم
میکند تنگی قبای سینه بر بالای زخم
ساخت رسوا عاقبت این خنده بیجای زخم
جواب مشتاق در قندهار گفته
دل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
