Machine transcription
بر طبق بیدل در کراچی گفت
جائی که در غمت دل دیوانه سوختم تا صبح شمع از پر پروانه سوختم
در شام طره تو ز آه شرر فشان مشاطه را بدست نگر شانه سوختم
مانند برق زان همه سرگشته میروم کز خوی گرم منزل و کاشانه سوختم
در آتش شراب بصد شوق چون سپند پیش لب تو سبحه صد دانه سوختم
دیشب بیاد آن لب میگون چشمت از آه گرم ساغر و پیمانه سوختم
ای پر جفا بکش بجامی بجر مرا کز انتظار بر در میخانه سوختم
از وصل من بپرس چو پروانه پیش شمع از شوق خویش در همهجانه سوختم
تا صبح چون سپند دلم بیقرار بود دیشب بیاد چشم تو مستانه سوختم
طرزی آشنائی بیگانه خوی خویش از بسکه سوختم دل بیگانه سوختم
رط از بیدل در کراچی گفته
درستی شب خیال زلف جانان بود در دستم چو سودائی نه خواب پریشان بود در دستم
چو رنگ برگ گل همواره مینالم چو رنگ گل گزینش گلستان بود در دستم
ز بس شعله داغ جدائی میتپم چون مرغ سرایا شمع سان یکداغ حرمان بود در دستم
بگلشن تا قبای تنگ رنگین جلوه کرد م چو گل تا انتیها جیب دامان بود در دستم
ز شور خنده لبهای شیرین شکرریزش بسان پسته یک چاک گریبان بود در دستم
بآیات لب سیپاره اخلاص بند یها که رویش مصحف خوش طبع و خولان بود در دستم
ز بس از دیدنش آئینه سان محو تماشا یم بزم جلوهاش تا چشم حیران بود در دستم
کجا آشفتگی سازد پریشان خاطر جمعم که شب از کاکلش صد رشتهجان بود در دستم
چو آهو میرم از سایه یا دنگاه او که شور وحشت چشم غزالان بود در دستم
لب هر داغ روشن دل عر شمع ما طرزی نه جام جم که خود مهر سلیمان بود در دستم
بر دلش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
