Machine transcription
در عهد زلف کافرت زونار بکشتهام
در دور چشم مست تو مد هوش گشتهام
گفتا ز خاطرم نپرد فی گهمتش
یاد تو کردهام که فراموش گشتهام
ای شاخ گل چو شاخ گلی جان فدای تو
چون غنچه کز نگاه تو گلپوش گشتهام
تا باد چشم مست تو در سینه پختهام
همچون خم شراب از بجوش گشتهام
بستم بس خیال برو دوش ناز
مانند ماه حیمه آغوش گشتهام
تانکته مگر شنوم زان لب و دهان
پیش تو همچو گل همه تن گوش گشتهام
در ماتم فراق تو طرزی بمانه گفت
چون شام زلف یار سیه پوش گشتهام
جواب شوکت در کابل همی گفت
انقدر از یاد رویش گل بدامان کردهام
گر بهار خندهای گل گریبان کردهام
بوی گل آید ز زخمم سینه صد پاره را
بارگ گل بخیه تا چاک گریبان کردهام
حسرت سیر گلستان را ندارد خاطرم
صد چمن گل از بهار داغ پنهان کردهام
غنچه دل بسکه لبریز بهار رنگ و بوست
چون گل چاک گریبان گل بدامان کردهام
در بهار غم هوای ناله اشک شبنم است
سرو رقص ناله را بر گریه تاوان کردهام
آبیار گلشن بود و نبودم نیستی است
سر برنگ رفت سامان گلستان کردهام
خود نمائی شیشه سنگ است بر آئینه صفا
خانه آسیب رانه تمثال بران کردهام
از نگاه سرمه آلود نظر باز کسی
سرمه سار ناله را از تار مژگان کردهام
شخص حسرت بسکه دست یاس بر ستم زدا
در پشیمانی پشیمانیرا پشیمان کردهام
انقدر محو تماشایم که اندر بزم وصل
پیش حیرانی خود آئینه حیران کردهام
در بهار حسرت طرز خرام جلوه اش
طرزی من هم ناله را سرو خرامان کردهام
بر روش بیدل در کابل گفته
از صفا با کس ندارد کین دل بیکینهام
زود میآید بهم چون آب زخم سینهام
یا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
