Machine transcription
۴۵۱
مضطرب همچو خامه گرد سرانی به تیغ
من سر به پیش حکم روانت نهاده ام
بسته تعلق بار چمن نیم
ازاده تر زسرو درین باغ زاده ام
خاک مرا چو گرد زن اتش که میبرد
در پای او که من چو غبار فتاده ام
من کاه نیستم که بیادی روم بجا
کویم که پیش صرصر افت ستاده ام
خیری نماند در کره ما بغیر دوست
نامید از خودی برخ خود گشاده ام
اشنای ابروی غیر نیستم
تا درشنای ابرخ خود فتاده ام
در کنج بزم میکده چشمت او
چون شیشه نگاه تو لب بر زیاده ام
طرز بی زچاک سینه ما گفت عندلیب
چون طفل غنچه از دل صد چاک زاده ام
در دوشس بیدل در مزار شریف گفته
تا برویت چشم خود وا کرده ام
همچو مجنون سر بصحرا کرده ام
از رسوائی بعشق عارضت
خویش را در شهر رسوا کرده ام
نبت کل رنگین پیش عارضت
بارها کل را تماشا کرده ام
دل از ان چون مار می پیچد بخود
یا د ان زلف چلیپا کرده ام
میم از چین جبین خلق نیست
با کجین طره ات جا کرده ام
اشک یا قونی ز چشمم میرود
تا لب لعلت تمنا کرده ام
از غبار در کمت ای نور چشم
دیده عمده بینا کرده ام
باکم از طعن رقیب و غیر نیست
دلبر طناز پیدا کرده ام
ای در یکتانه بهر وصل تو
دیده را از اشک دریا کرده ام
در خیال لعل او طرزی مدام
خون بجام از جای صهبا کرده ام
در جواب بیخود در ماس فرغان گفته
از یک نگاه چشم تو مد هوش کشته ام
چون خم کنج میکده پر جوش گشته ام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
