Machine transcription
از طبع خود در شام شریف گفته
بگلشن غنچه ام در دل چو نقش آن دهن بندم
نوا سنج گلستان بهار عالم نازم
چو خواهم باده معنی برون از جام بر ریزم
می سر جوش معنی تا در بزم ناز اندازم
بیاد چشم در رخسار و قد و روی تو در گلشن
قدر در دل بس باد بهار معنی قدرت
زنم دم چون ز چین زلف مشکین تو عبارت
ازان هر دم گره بر خود خورم پیش سیه روزی
هوای نفس با اشغال کثرت کرده مشغولم
بستم رقعه از خط جامان گر رسد روزی
نفس از دل برون چون تیغ جوهر دار می آید
ز بس دود ار جو ما نیست از بخت سیاه طر
بسان غنچه از حسرت بلب راه سخن بندم
چو بلبل دل بجان بسترگت بوی این چمن بندم
سخن را نونما چون چینی بار فن بندم
سخن بارک بر رنگ ساغر با رفتن بندم
بهار نرگس و نسرین و سرو ونسترن بندم
بسان غنچه مضمون را بلب گل پیرهن بندم
نفس را بر گلوی نافه مشک ختن بندم
که جای خال خواهم خویش بران ذقن بندم
ز وحدت دور ماندم دل از ان با اهر من بندم
چو تعویذش زعزت بر گریبان کهن بندم
بدل از بسکه زلف او بصد تاب شکن بندم
دل خود را بران کا کل بصد افسون و فن بندم
از طبع خود در شام جنت مشام گفته
از بس براه درد تو غلطیده دویدم
چون رنگ بصد شاخ بیاد تو پریدم
یکبار برویم ز پس پشت ندیدی
چون دانه اشک است فتادن و بازگش
چون شعله در آغوش شرار نفس گرم
چون شمع زکم حوصلگی در رخ گلزار
از شرم تو چون شمع بس می شکنم رنگ
چون اشک همان در بغل خویش چکیدم
هرگز زگل روی تو بوی نشنیدم
هر چند بدنبال تو چون سایه دویدم
معکوس نشان مژہ چشم دمیدم
تا خاک شدن بیخود و بیتاب طپیدم
پیرامن جان تا بگریبان بدریدم
تا صبح ز دل تیر پر رنگ کشیدم
چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
