Machine transcription
بحر کم بخت صد گلستان سیدم از دل
من از الفت چه بد دیدم که در دل خارگین بندم
بود ناامید مطلب را بگردون نام اندازی
بسان حلقه فتراک خود را پشت زین بندم
نمیرود ستم آن با لا بلا از روی استغنا
اگر چون نقش پا رنجر خود را بر زمین بندم
چو در را و صبا دامان زلفش را بر افشانم
ره بیرون شدن بر روی بوی مشک چین بندم
اگر نور هدایت شمع در را هم بر افروزد
ز بدعت رو بگردانم قدم در راه دین بندم
طریق راه آگاهی برون از دایره این با شد
چرا افند روی دل خود را بآن هند مبین بندم
از طبع خود در شام شریف گفته
چو شد در دل خیال صورت آن بی نشان بندم
سحر در دیده روش جبین نقش جهان بندم
زمی سعد و نحس کوکب اردستم نمی آید
اگر چون آسمان خود را بقدن فرقدان بندم
بزم عشرت خفتش بهان شمع از شاد
ز رشک شعله آتش حنا بر مغز جان بندم
نشان از ترکش چشمت در ورا اندازی
اگر خود را چو زه بر گوشه های کمان بندم
چو بارم در دفا کیشان کمان ابرو دگر نجیزد
به پیش ناوک نازش نشان از استخوان بندم
ز پیوند خشن چون بزم گلشن را و هم نیست
دل پرخون بجای گل بشاخ ارغوان بندم
بعزم جلوه چون خیزد ز جا نارک میان من
مگر از حلقه چشم پری بر آن میان بندم
در آن گلشن که مرغ با ر محکم کوی تو میگویم
ز دست یکے چو گل راه نفس بردهان بندم
بم سجون صدف پر گوهر شهوار میگردد
زفیض خامشی راه سخن گر بر دهان بندم
بعزم رز می گر خیزم ز جا کاموس گیرد و زا
چو رستم در خم خام کند ککستان بندم
نهان بسیار میخوانم سواد نامه شوقت
که میخوام چو خاتم نقش خط بربان بندم
ز حق خواهم که در پیرانه سر روز می سالے
کمر با نوش الفت بر میان امتحان بندم
بگلشن خار عشق کل بس ناخن زند بر دل
چو بلبل شیون کل در بوته خار آشیان بندم
ز وضع قامت خم گشته ام طرزی چه پر
بجای حلقه خواهم خویش را بر آن مان بندم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
