Machine transcription
از طبع خود در شام تشریف کنه
چون طب دری طراز ماند قد و بالای توام همچو نیستی رنگ تبخیر نقشه پای توام
گر سرا پا دید، چون ائینه کردم عیب نیست گشته چشم دیدن حسن دلارای توام
رنگ امکان محو بے کلک معنی صورت اما تقیه پرده پنهان پیدای توام
گاه در ستری نگاهی در خطای فلسفه هیچ میدهم ردم به پیدا کردن جای توام
محفل امکان زشور حسن من پر صد است سچو می بیرون نامی تنگ مینای توام
هر نفس رنگی بر وی کار ارد غنچه ام رنگ باز گلشن بیخار و بیخای توام
هر که بیند سوی من بر وی تو میکردد عیان صورت آئینه اسم مسمای توام
با همه افتادگیها سر بلندی جلوه ام سایه تمثال شخص قد و بالای توام
که بگرد عارض دکاهی بدورس ددم همچو کاکل میسرد لی پای سودای توام
چشم قدرت نغبار پای من پر کرده کرد با د ما هیچ رو می صحرای توام
بیقراریهای دل سیماب حیرت میشود بسکه چون ائینه بیتاب تماشای توام
بساط
چون حباب از خود ندارم پیچ طرزی در شورش رنگ ظہور موج دریای توام
از طبع خود در دمشق شام کته
بنقش سجده گر خاک درش را بر جبین بندم برنگ نام شاهان معزت بر نگین بندم
همان از عجز چون پر تو بر ا شس خاک میتوم اگر خود را چو خور بر اوج چرخ چارمین ببندم
ز اغوش مکائم وسعت امکان برون افتد اگر در دل تمنای مکان آن مکین بندم
دل ازاده ام آن سوی ماه وسال میکرد چرا بر تار عمر خود کره از سین وشین بندم
بخوان نعمت الوان کردون چشم کشا یم زاستغنا چو من دست طمع بر استین بندم
مدار کوکب قطبم گر ثابت کند تمکین زو گردش روی دور چرخ ہفتمین بندم
برون نمی ارم از جیب همایون مطلب خود را اگر چشم طمع بر دامن سلطان بین بندم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
