Machine transcription
۴۳۴
سرمه دیده اثر دود پروانه بس است حاجت و سمه ندارد خم ابروی چراغ
میدود زان بهر شعله آتش بیتاب هست حرز از پر پروانه بازوی چراغ
حاجت نامه و پیغام ندارد عشاق بس بود در هر پروانه با بوی چراغ
هر کجا شمع رخت انجمن آرا گردد تیره چون دود نماید بنظر روی چراغ
خون ما غازه فروکش رخ گلگون شماست پر پروانه کند شانه بگیسوی چراغ
گرم جوشی بتان برق دل عشاق است کاش پروانه خبر داشت ازین خوی چراغ
گرمی حسن دهد خرمن هستی بر باد عجب نگذری پروانه زپهلوی چراغ
پیش پروانه بیتاب ببزم الفت چه تفاوت کند از پشت سر و روی چراغ
دل طرزی و سر زلف پریشان بتان دل پروانه شد ار صید خم موی چراغ
ردیف الفاء دیوان طرزی صاحب افغان
جواب صائب در قندهار گفته
از بسکه در فراق تو سودیم کف بکف پر آبله شده کف من چون کف صدف
با ناله همدمیم بچنگ غمت چو چنگ سیلی خوریم در کف عشق تو همچو دف
کاهی که ناوک افگن مژگان شود بناز دل را ز بهر ناوک او میکنم هدف
نسبت بعارض تو چنان ماه را کنم چون نیست هیچگاه رخ ماه بی کلف
هر خوان که دل بعشق رخت جمع کرده بود گردند مردمان و و چشمم کنون سلف
دل را چنان بدست تو دارد کسی نگاه خیل مژه چو از دو طرف برکشید صف
بستیم گر بصید دل نیم بسلم زلفت د یکطرف رخ ماهت بیکطرف
جای عرق زجبس دمن مایه میچکد سایم اگر جبین پدرشمی بنجف
طرزی گهر بجای سخن ریزد از لبت نامهربخشم لبت هست چون صدف
از طبع خود در قندهار گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
