Machine transcription
۴۳۸
یکی کمانه ابرو که نگویم خلاف
که دل ز ناوک ابروی سر است شکاف
بسر هر که کشی تیغ دلم چاک شود
که بحر سینه من تیغ ترانیست غلاف
من کجا و طمع بوسه خوبان زکجا
چشم ما را که بنظاره نکردند معاف
دم مزن ناله مکن آه مکش ای محرم اینجاست
دارها زهر خشم آینه از سینه صاف
تیر مژگان تو از جوشن جان میگذرد
ماند از یم بخیل مژه ات بس بصاف
ما به پیمانه شکستیم دگر پیمان را
زاهد از زهد و ورع پیش من نزنید لاف
دلم از خانه زنبور نگردند قیاس
تیر مژگان تو از بسکه دلم کرده شکاف
کعبه مهرورند در سر ما میگردد
گشت تا گرد سرکوی تو طرزی بطواف
ایضا از طبع خود در قندهار گفته
تا وصل زلف او رخ ماهش نصب طرف
خورشید شد ز شرم رخش آب همچو برف
چون غنچه سر از گره جبین زلی
سر دندان او نتوان یافت هیچ طرف
زحمت بدوری من و یار ای رقیب چیست
کس قطره را جدا نتواند بیحر ژرف
داند دل مرا همه بر دوش چشم
در پاس راز طفل سرشکم نداشت شرف
شام و در زلف و صبح رخش دیده ایم هم
جز من کسی بچشم ندیده است این شگرف
جز زخم سینه چاک جگر حاصلی نداشت
طرزی که عمر در سر عشق تو کرده صرف
ایضا از طبع خود در قندهار گفته
عذار مهوشت از بس که نازک است و لطیف
نزاکت رخ گل پیش روی تست کثیف
عذار کل همه غرق عرق شود از شرم
باین جمال گر آئی بیوستان شریف
بسایه مژه چشم مور تشبیم
زبسکه کشته ام از درد عشق زار و نحیف
رساله غم در دست دست شعرم
بیا بخوان که چه غمنامه کرده ام تصنیف
چو شمع سوختگانت شعله میخندد
بدلغ سوزش دل نالان بهم تسخیف
دوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
