Machine transcription
ره نبردم بر در دیر محبت ای صنم
ما بستم از خم زلفت بخود زنار را
در گلستانی که طرزی بلبل دستان زند
رونق از گل میبرد خار سر دیوار را
پیرو شیر علی
گر نسیم لغزش آرد باد در گلزارها
تاب سنبل میدهد خار سر دیوارها
هر کجا یاد جمالت جلوه آرائی کند
هیچ میطلبد در خون گل گلزارها
ماه من روزی اگر از رخ براندازی نقاب
میخرد خورشید حسن سایه در دیوارها
در گلستان وصالش کرمژه بر هم زنم
سیل در دیده ام مژگان بساحل خارها
جلوۀ یارم غرض از کعبه و بتخانه است
ورنه خیز از رشته بود کعبه و زنارها
تار هستی را نفس از بسکه پیچ و تاب داد
شد گره در رشته مطلب بجای تارها
خاک شد آئینه از یر غبار انفعال
از جمال او صفا دارد رخ دیوارها
غیب نو میدی نخیزد ناله از قانون ما
ساز امید مرا از یاس باشد تارها
دامن خورشید کوشی یک چمن بزار گل است
میبرد از بستن شرمش رنگ از رخسارها
در گلستانی که دم از لعل خاموش زنم
غنچه را درس خموشی میدهد منقارها
گر زسامان گذری طرزی سلامت نعمت است
غنچه را سر میبرد برباد از دستارها
جواب ناصر علی
سینه ما شومی بیکر بآتش زند پرها
شود چون حلقه چشم غزالان در هجوم ما
گر آئینه حسن غمزه کش در نظر دارد
که مژگان پر بزا دست در آئینه جوهرها
ز بس در نامه کردم وصف آن دست نگاری
زرنگینی بر طائوس شد بال کبوترها
اگر کیفیت حسنش شبی مستان بیاد آرد
بسان می بجوش آید ز مستی مغز در سرها
اگر عکس لب میگون او بر روی بحر افتد
بجای آب خون گردد گره در چشم گوهرها
ز بس وصف لعل سخنگویش رقم کردم
چو تار چنگ در فریاد آمد خط مسطرها
زخم چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
