Machine transcription
غبار از پایمال توتیای چشم گردون شد
بود افتادگیها نردبان اوج عزتھا
کجا مارا گذار و لطف توعریان کشم خلق
که پوشد بر قد اشجار انعام تو خلعتها
زعکس جلوه حسن تو دل در سینه تنگم
بخود پیچیده چون آئینه در گرداب حیرتها
دلم بیمار عصیانست از لطف تو میخواهم
دوای درد خود را ای شفا آموز علتها
بجو طرزی که در زندان حسرت میکند زار
جهانی در بهار انست مست ساز عشرتها
بر روش بیدل
ای داغ تمنای خیال تو جگرها
پامال ره شوق تو چون آبله سرها
یکذره اگر عشق دهد رخصت پرواز
در سنگ پر افشان شود از شوق شررها
از شوق تماشای گلستان وصالت
شد جیش مژگان پر پرواز نظرها
از بس سراغ غم درد تو دویدم
خون درزنی ناله من کرد اثرها
تا پای طلب بست بدامان قناعت
در آب رخ خویش زند غوطه گهرها
من با تن چون کاه کجا و ستم عشق
خم کشته ز بار غم تو کوه و کمرها
طرزی بسر کنج نشینی ز قناعت
کر حلقه صفت خم نشوی در پس درها
بطرز بیدل
بگذرد گر باد حسنش جانب گلزارها
از طراوت خون گل جوشد زنوک خارها
تا برخسار تو زد گل لاف خوبی در چمن
عثمان گل را فروشد بسته در بازارها
سرکشیهای تو ظالم گرتنگ سنجر ما
محو گردد سایه چون افتد ز پا دیوارها
تردماغی پرده ساز ناله زار دل است
شد بلند آهنگ چون افسر د پرتو د تارها
دیده تا رخساره ناشسته ات در چمن
گل زحسرت بهر محو شوید بخون رخسارها
گرباین حسن شکو جانب گلشن روی
غنچه بردارد فغان از شوق چون منقارها
در ادبگاه محبت شوخی نظاره چیست
میکند بر پا مژه برد اشتنها دارها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
