Machine transcription
امبل آن چمن بازد دشم که در و خطوطی کل دمد از خار سد بوارش
باغ حسن آهنجنان جوش بطراوت دارد که بخون کل از جیب بار خارش
کری طرپس بوسه لعلش گذرآ آب کرد وز لطافت لب شکر بارش
من چوکم صفت لعل لب شیرینش شیرۀ چاشنی جان مد از کفارش
هر کجا کرم سخن میشود از نازبس لؤلؤ سفته بریزد عوض کفارنش
بوسه قرص دهد نقد روانم بدهد کرم از شور خریدار بود بازارش
دل طرزی که خردار شد بود ناز کتر یارب دل شکنان نوش مسلات دارش
جواب صائب در کابل کفته
باین آونه العلمت لرزان بر باگوشش که شند خون صفای صبح تاوان در گوشش
خیالش در پس هر موی تصویرها دارد نفوذ با این فراموشی جهان ازم فراموشش
مخان در دانشای که از پوش سے سنے سان شیشه می پیش هم آرند بر دوشش
کل متقار بس غنچہ تصویر میکرد کلش در سخن آید اگر لبهای خاموشش
زاکت بیشترین هم مرک کل اسباب باشد که عکس آب در نیکی کند طرف سبا کوشتش
تبشس سخن مانم دیده دایہ فطرت غبار سره همچون خامه توان کرد ها موش
بر جا گذر دآن دلب بالای من چو ساغر میکند خمیار باده پیش اغوشس
بنازم کرد ش چشمی که مغز میکمار ان کند چون ساغر خالی تھی از باده پوش
نوای عندلیبان دن کوش کل بسد طرذ که صبح از قطره شبنم کشید چیده در کوشتش
برویش بیدل در کابل کفته
شی در خواب ار از بیخودیها بکرم سویٹس اکر می نگاہم اقبالی میشود رویش
زمبس دارد ہوای سجدۂ خاک دانش در سر سرا سر شد جبین باد صبا چون سایه در کویش
دران در میزام شور شکستن ہا صدا وارد کہ میچون شیشہ مارک فتاد از طاق ابرویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
