Machine transcription
۴۱۰
کر طمع دندان زند بر مادیان ممسکان
من بدر بیت در کنم کم کیک و بی دمان خویش
طرزی افغان مرگ پیش ازین برخود لاف
شرم کن آخر تو ازین روز سرگردان خویش
جواب صائب در کابل گفته
هرکس که دید گرمی تاب نظاره اش
آتش چکد بچرخ زچشم ستاره اش
امد پیاده از سر شبدیز عقل و دین
هرکس که دید بر سر گلگون سواره اش
ان طفل تند خودل سیاره مرا
سازد چوباسه کاش هم پاره اش
اتش مسیرین باسن شب جلوه میکند
باشد ز ریز زلف نهان گوشواره اش
بر طبع نازک دل چون آبگینه ام
هرگز نگشت نرم دل سنگ خاره اش
مینای دل که در کف سنگین دلان خم
خیز از شکست هیچ به بیم قناره اش
طرزی درین محیط عبث دست باز
بحرست بحر عشق که نبود کناره اش
جواب صائب در کابل گفته
خون دل میخورد از بس شرفه جویگوارش
سرخ تر از رنگ گل شد رنگه بیمارش
چون کنم بر نظر بر چین رخسارش
که شد از خنده گل داغ گل بیخارش
قطرۀ عرق شبنم گل را از ناز
میکند دانه یاقوت رخ گلنارش
جای فریاد و دنگهت گل از شس
بلبلی را که بود و صفقه در منقارش
گر باین ناز خرامان گذری سوی چمن
میشود سرو چو مدنگه از رفتارش
در شفای گشتن باشارت میگفت
نفس عیسوی آید ز دم بیمارش
آنچه از دائره کون مکان بیرنت
نقطه می توان بس سرین کارش
از در پیرمغان جانب مسجد گذرم
حلقه کردن جانست سردارش
در من آئینه و اماند زحیرت چون جام
جلوۀ حسن تو برد هست از بس کارش
زاهد ساده که با اهل صفا بغض کند
گنبد و کوه پرید است سر دستارش
بلبل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
