Machine transcription
جان ضعیف شدم از فراق عارض تو
که کر بنام رسم زندگی بود بسیار
چه نقص حسن جمال تو میشود آخر
که بیحجاب در آئی بکام یکبار
چه کم ز شوکت و شان تو میشود ایحی
که است سوی من انتی بچهره گلنار
خدار یارس مردمی چو نور بصر
بسوی من بخرام و قدم بدیده گذار
بخوان نشسته دو چشمم ازین سخن طرز
که در حضور بپایش نهم ز دیده نثا
در حین غضب معشوق که از بزم رفته و در کامل گفته
بکار عشوه کرم تا بنیاز رفت از بر
بجای اشک فشاند م ز دیده خون جگر
بباز آمد و یک لحظه با شتر مقهر
نهان بدیده من گشت همچو نور بصر
روان چوشد زپی رفتن آن سهی سروم
دویدم از غضب او چو طفل خاک بسر
بالتفات نگاهی بمن نکرد از ناز
رور وچون نفت اندم دو ید لخت جگر
ز گرم خوی او در براین دل ریشم
زپای تا بسر آتش گرفت همچو شرر
دعاش کردم و دشنام در جوابداد
شدم چو سرمه ببویم نکرد نیم نظر
چوشد برون زکهم استین بدامن او
زا شک کشت مرا آستین و دامن تر
بوقت رفتن او از هجوم غصه و درد
بخوان طپیدم و بر من نماز گرد گذر
بگفت کای شده در سحر من دلت بنتا
مگر بخواب بدیدی که آیمت برسر
بگفتمش که چه بد کرده ام گناهم چیست
که زهر درد هم ریزی از لب چوشکر
بگفت جرم تو جز اینقدر نمی باشد
که دوست داریم ار جان و دل چوکور بصر
ایانگار پریروی ماه پیکر من
شنو ز من سخنی گرچه غیبت با ور
که گر بتیر زنی روستا نم از تیرت
درم مقهر برالی نخدمت از در
گمان مبر که بقهر از رخ تو سر یچیم
گمان مبر که بتیغ ستم کشم ز تو سر
ز غم تو کشم سر اگر رود جانم
چرا که پادشه حسنی و منم چاکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
