Machine transcription
ببحال طرزی افغان اگر بکریم زار که گشته عاشق رخسار این چنین دلبر
جواب سلمان ساوجی در کابل گفته
ای که وصف قد تو ادا کند محرر قلم بسینه من میخلد بصورت تیر
بکاه گریه ز دیدار یار محرومم که اب دیده بپای نگه کند زنجیر
دو چشم مست تو از بس فسانه وافسون زسوی یک مردم میکند شبگیر
صدای ناله زنجیرم از نفس خیزد بسینه سکه زند یار تیر بر سر تیر
چو دام و دانه خال و خط ترا بیند پرد بسوی تو از شوق طائر تصویر
خیال چشم تو دنبال دل چنان دارد چو بک مست که میتازد از پی نخچیر
مدام دیده براه غزاله فرش کند خیال چشم تو گر بگذرد بدیده اسیر
کجاست مرگ که کویم بیا بیا طرزی که گشتام خحجل از زندگی و اکسی
از طبع خود بفرموده دوستی در کابل گفته
تا بدیدم عارض گلگونت ای نسرین عذار از دل و جانم رسیدم صبر و ارام و قرار
جور و بیداد و غم هجر تو جانم سوخت سخت وصل میخواهد که حشم شد بغمدار انتظار
لالم عشقت خون جردون بجام درد و غم طاقتم شد طاق از هجر تو ای نسرین عذار
رنگ خحسار تو اتش در دل گلها فگند سرواز رفتار پیشت ماند ای رشک بهار
ای بهارستان خوبی ای گل باغ جنان ای گلستان ارم ای سرو ناز جویبار
نیست غیر از دیدن روی تو ما را ارز و یمحیاباریخ نما از چین زلف مشکبار
یک نگاهی کردی و جان دلم را سوختی ای روان جان طرزی در دو چشم اشکبار
در صفت تکرار در کراچی گفته
شد چمن از جوش کل چن عارض گلنار یار همچو بلبل میسرایم بر گلزار زار
گر میخواهی چو گل از ارز و خندد لبت اشک هردم بیار از چشم کوهباربار
درجی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
