Machine transcription
٣٨٨
زار بمار بر قم مرقعه با تار بیا قسم بخور در جهان ساقی خمار
گلی بهر که مبادا بشکل کی نبود درین زمانه نگر خوار تر بود از خار
فلک بساغرم از جای باده خون ریزد بمزرعم ندهد از جای آب بحر شرار
کمی که گریه کنم قطره ای اشکم را فلک گره کند و انگند برسنگا
اگر چه آب دوچشم فلک برو یزدوش ز خواب باده بخستیم نمیشود بیدار
عروس بختم اگر روی خویش بنماید شود چوزلف بتان افتاب تره وتار
عذار اتشه زنکار کرد و از پنجم بخاطرم ز کدورت نشسته صد غبار
ز بس بزندگی خویشتن بجان شدم نفس بسینه خلد هر زمان بصورت خار
زبان شکوه طرزی بستر الوداست ز صفحه تیغ جفایت مکر وریغ مدار
نامه در استدعای وصال در کابل گفته
ایا نسیم صبا کردوی بجانب یار سلام من برسان بر حسین بچاک کذار
بکوبعجز و نیازک که ای شه خوبان بکو بسوز و گدازک که ای نسیم بهار
ز دوری تو بجان آمدم ز دست غمی قدم بپرسش من نه که رفت وقت کار
نماند طاقت و صبرم دکر ز رفتن تو بیابیا که منم بلبل و توی کلزار
ز بلبلان نکشد کل زیر پرده عذار زباغ کس نکند منع عندلیب هزار
کجاکپای تو ای سر و نونهال چمن که دل ز دیده برآورده مر پی دیدار
ز فرقت تو چو پروانه سوختم ای شمع بیابکلبه تاریک من قدم بکذار
مرو مرو که دلم میشود ز خود بیهوش بیابیا که چو جان تنک کیسه ست بنا
ز درد دوری روی تو جان بلب آمد چرا قدم نگذاری بپرسش بیمار
ز هجر عارض چون از رتوای دلب دل زار حزینم میکشد ازار
بکجاکپای تو کان توتیای دیده ماست که درغمت شدم از جان خویشتن بیزا
چنان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
