Machine transcription
۳۸۷
چون کی سرد ع من ای طوطی نسیم دار هم از قفس بود از فغان دست هوس دمبار بیجران کذا
بخال آن لب شکر بن مر اکره شده خون دل که هزار عقده گره بود زلبست سینه نی شکر
کف از طرازی بخردل داغدار جنون اثر ز خیال جلوه دور کند چونی از فغان چه دهی خبر
سردار غلام حیدر خان پسر امیر کبیر از طرزی صاحب دارش تخطی کرده
بود در قندهار گفته
گلشن ارمن میسازد امروز از ما خواست عطر غنچه آسا دل ز جوش شوق شکر باست عطر
از علم پرده نا محمد دین آن گلندار هر طرف از چار سو ما عالم با لاست عطر
در گلستانی که یاد بخت رویش وزد غنچه گوید با نسیم حرف با معنی ست عطر
هرسرنگی غنچه اش یک عطر گنجینست گوییا در گلشن رویش درین میناست عطر
ما بدیهای سرشکم عکس رویش جلوه کرد آب نبود بلکه سر تا پای این دریاست عطر
تا که نام گلشن حسنش بلب آورده ام در دهان خلق طرزی گفتگوی ماست عطر
بر روش بیدل در کابل گفته
مرا چو غنچه دلی هست پر زخون جگر بسان لاله در افکار ممیزنم ساغر
ز بسکه بخت بردیم طلسم خشکی بست غریق بجم در و هم نیست برایم جو گهر
سیاه روزی ما را حشم کم نگر که صیقل رخ ما نهیست ست خاکستر
بر آسمان شکند بیضها حباب سرشک نشانده تا مژه ام آستین دامن تر
زسرد مهری دلها بکار سه چشم فسرده چون تک چلمت تار های نظر
شپر حس جمال نال زار پاره پاره من نشسته تیر حجابت بسینه ام تا پر
زسوز عشق توام بسکه سینه شعله زند برون رود زدها نم بجای ناله شرر
جهان خط تو کرد نگینی کند عطر که حکم تیغ ترا چون قسلم کشیده بسر
بر طرا شیخ سعدی در کابل گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
