Machine transcription
۳۸۳
جواب شوکت در کراچی گفته
عاشقان صد سال چون کل سینه پر خون کردهاند تا ز دل نقش خیال غیر بیرون کردهاند
از حنای فته رنک شراب لاله کون دیدها پای نکه از ناز کلکون کرده اند
دم شماران غم باد جهالت دمبدم سرد در عالم چون سیل ز سینه بیرون کردهاند
اهل دل از الفت دنیا و عقبی مردوار دست همت را بسان ابله بیرون کردهاند
دامن وصل کلاب آسان بکف ناوردهاند سالها چون کل درین غم سینه پر خون کردهاند
صاف طبعان نو در باریکی موی کمر عینک از آئینه طبع فلاطون کردهاند
بسکه اتش شر ا نت خورده خون ارزو از نفس فانوس را چون شمع کلکون کرده اند
ناله را بر جسته تر از سر و می آرد بلب نکته سنجان طبع را از بسکه موزون کردهاند
تا کند طرزی مر دیوانه عشق بتان در شراب سرخ دار خال افیون کرده اند
بر طبق بیدل در کابل گفته
شب که با دین نهاد در دل ما بوسی نبود ذره بر هم زدم جز کف افسوس نبود
حسن بی پرده چوشد تار نظر میسوزد داغ محرومی پروانه که فانوس نبود
ما ز کردون سبکبار رخ خود ارادیم بوی کل در قفس کل همه محبوس نبود
در زبار کده ویر خرابات مغان بود صوت دل ما ناله ناقوس نبود
در بله برده اسرار غم عشق مرا چشمک داغ که از دیده جاسوس نبود
دوش فیض جنون در چمن ببرنکی جلوه در نظرم بود که محسوس نبود
ناله ام آه و کم کوشر خراش فلکم همچو اشک مژه ام طالع معکوس نبود
در بهار چمنستان خیالش طرزی همه داغ تو کم از پر طاؤس نبود
از طبع خود در شام شریف گفته
در چمن سرو قدش از بار غم آزاد زاد شد از ان آزاد بنهابش دل شمشاد شاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
