Machine transcription
عبث کویم زکویش قاصد من دیر می آید
زسویش با ده سم پیہم صد شب کیر می آید
بکوی یارم اسبکو د اسنکیر خاکی داشت
جوان کزسید دو قاصد بکوشس پیری آید
جو مکتوبی نویسم سوی آن شوخ کمان ابرو
جواب نامه ام را نجا نبوک تیر می آید
نخوانده نامه ام را بار و لی دا د جو ابس را
که قاصد اینچنین از کوی او دلکیر می آید
محبت باز دل معشوق من برگشته میدانم
که زنحسان در جواب نامه ام شمشیر می آید
ز وحشت کاہ امکان شه طرازی حیرتی دارم
که دیکر او کی این ناله زنجیر می آید
ردیفش بیدل کثو
بکلشن چون زشوخی آن چمن پرداز می آید
چو بلبل کل ببال غنچه در پرواز می آید
ز شیرین رنگ بوی کل پهلو میخورد فرها
که در کوسس از شکست رنک کل آواز می آید
بر رفت و امد ذوق تماشایم چه می پرسیم
باستقبالس از خود رفتن من باز می آید
چو چشم او اشارت کرد سویم با سر مژکان
بشارت سوی دل بردم که انیک ناز می آید
بروی رنک کل تحبت چشم آب میگرد
مکر سوی کلستان آن بهار ناز می آید
پری در شیشه چون می میخود ار دیدہ مستانہ
کر از شوخی بزم ما باین انداز می آید
ز مرغ دل نیم واقف ولی باز اینقدر دائم
که از بال پریشاهین بکوشس آواز می آید
بطرف کلس اینباغ عدم پردازین کلوچن
بذوق دیدن او دیده چشم باز می اید
مکر طرزی چو بیدل ذوق کرد پای او دارم
که دشت خاک من چون چشم در پروازمی اید
به طبق بیدل
بدل هردم هوای زلف چون زنجیر می آید
که برلب هر نفس چون غنچه ام تصویر می آید
خیال چین زلفس حلقه زد تا در چشم من
زبخشهای مژکان نالۂ زنجیر می آید
زجوی صبوح باد رنکی نشو و نما دارد
که خود را تا نفس بر لب رساند پیر می آید
خیال جلوه حسن که زود چشم بیدارم
که با آئینه اشکر برون تصویر می آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
