Machine transcription
۳۵۱
نشئه را سینه پر درد نکرد و خمار
لعل میگون تو تا بر لب ساغر نشود
ابر در جله بخشے من داد مباد
سود آن چشمه که با بحر برابر نشود
لعل شیرین تو از بسکه شکر ریز بود
با دهانت سخن تلخ مکرر نشود
کی شود غافل شیرازه تار زلفت
تا که اجزای پریشان تو دفتر نشود
جان خود را مزن ایدل بصف مژگانش
رگ انگشت حریف دم نشتر نشود
از زبانت سخن شستن من سخت عجیب
این سخن از دهن تنگ تو باور نشود
سرخ رویی نشود حاصل هرگز در بزم
تا که چون شمع سرت تیغ نکو کار نشود
جواب صائب در کابل گفته
هر که چون آینه در پیش تو حیران نشود
گل رخسار تو اش غنچه دامان نشود
چهره صبح سعادت نتوان دید بخواب
هر که آشفته آن زلف پریشان نشود
لذت شورش داغم نشود شور انگیز
زخم از خنده تو تا که نمکدان نشود
خوابی از سحر و قمری نشود خاک نشین
تا قدت کوکبه در باغ خرامان نشود
چون خیابان پر از گل نشود کوچه ز خم
تا گل داغ من از جور تو خندان نشود
ذوق گوهر نپذیرد گوش عمان
دانه اشک تو تا کوهر غلطان نشود
پیش داغ دل من لاله کجا جلوه کند
پرتو شمع بخورشید نمایان نشود
نشوی نغمه قانون محبت طرزی
از پی ناله گرت سینه نیستان نشود
جواب صائب در کابل گفته
سینه از پاس نفس کردن مصفا میشود
سنگ چون در خود نفس دزدید مینا میشود
رشته تار نفس ما را بخود پیچیده است
چون حباب از خود بشویم دست و پا میشود
گفتگو با ردل صافم غبار کلفت است
عکس طوطی زنگ بر آیینه ما میشود
دیده ام در چار سو ائینه دکان چیده است
گرد و غبار جلوه ات گرد د تماشا میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
