Machine transcription
٣٥٠
چو قطع کرد کشی زلف در پیش مروئی
اگر بیار کنی را ز دل بیان بزبان
جدا زروی توکر سوی گل نظاره کنم
بدام وحشی مقصود آرمیده کشد
چوشست ماهی مطلب بدام می افتد
توان دماغ حریفان کنی ز مستی شاد
ز چهره یار اگر پرده برکشد طرزی
حذر کند بماری که سر بریده شود
چنین بگوئی که آواز او شنیده شود
چو خار هر مژۀ در دیده ام خلیده شود
بخود سری دل صیاد گر رسیده شود
ز درد ما بمرضان کر قدت خمیده شود
شراب طبع تو کر چون می رسیده شود
زروی غنچه چو بورنگ گل دمیده شود
جواب کلیم در کابل کشته
بیاک زبان صفت طره ات ادانه شود
تونا بخنده نباشی کشاده روچون صبام
زروی ناز چو دامن کشان بباغ آئی
ز بسکه شد قدرا نداز شست غمزۀ تو
اگر خیال رخت پاتوی سینه زند
عروج خاطر اراده خاکسار بهاست
ز بیکرانسان نزدیک با دلم دارد
بشعرنکته چون موی کی تواند بست
مدد براه سخن تا چوخامه طرزی
کد این گره بصد انگشت شانه وانه شود
گره زا بروی سینه کشاده وانه شود
کدام غنچه که پیراهنش قبا نه شود
نشانم تار خدنگت زول خطا نه شود
سراچه دل تاریک با فضا نه شود
چو بال قمری ما شهپر هما نه شود
غمت چو سایه زپهلوی من جدا نه شود
کسی که چون خم زلف کجت دوتا نه شود
ز دست کرم رو بها سر قبا نه شود
برطرز بیدل در کابل گفته
نالۀ خشک من از خون جگر ترشود
طبع آزاده ز نگذشتش بوی خلق
خواب راحت نکنم در بغل باد بهار
بوسۀ لعل توچون جام میسر شود
شور در یا خلل خاطر گوهر شود
تا چو گل خارمرا بسترش نرم شود
تیغ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
