Machine transcription
۳۴۸
دیدار حسن ساده رخان مفت چشم اوست هر دیده که آئینه سان عجب شود
گردیده بسی رخ تو بگلزار وا کنم در دیده هر نگاه مرا بشتر شود
شاید که ره بمنزل مقصود دل برم گر پر میفروش مرا راهبر شود
طرزی براه آن در یکتا اگر رود در قشرهایی المیات گهر شود
جواب کلیم در کابل گفته شد
گر سواد دیده از عکس رخت گلگون شود چون کف رنگین گل پای نگه پر خون شود
شبنمی در غنچه از شرم پنهان میشود چون ببرم پیرسنان بلب بکون شود
گر خرامد سوی گلشن آن بت گلگویان لاله از جوش خجالت سرنگون بن شود
از لب قمری بجای ناله اید سر فرا هر سخن برجسته گوید طبع چون موزون شود
کوهکن تا جا نیفید یک بیابانیت دور تیشه فرهاد کی چون ناخن مجنون شود
بسکه میلرزد دلم چون ذره بران روی کلان گریه می آید مرا گر سایه او پر خون شود
دل بچین زلف او افتاد دستم برو رفت در دام بلا یا رب ندانم چون شود
از زبان شانه میلرزد دلم بر زلف او کو بچنگ شیر و افتاد است در یجن شود
بد گهر از صحبت نیکان نگردد صاف دل خم بکار دشمنم از فکر افلاطون شود
گشتی طرزی ز خواب نازسر بالا نکرد گرچه هر شب ناله ام دلکوب چرخ دون شود
جواب کلیم در کابل گفته
هر کس که خم زبار غمت چون کمان شود شاید که پیش تیر خدنگت نشان شود
وز دو ست آن سمن تک بی نشان زان هرزمان ز دیده مردم نهان شود
با تیغ روبرو سخن دل بیان کند پیکان زمان زخم مرا کرز بان شود
از خوردن شراب نرگس سر کی جین هر کس زبانعولب تو سرگران شود
تا بوسه بر لب تو شیر تو دهد از شوق زخم سینه من یکدیگان شود
از نوک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
