Machine transcription
دلیری گنه کم کن اگر عفو آرزو داری
که در تقصیر بیمهرا ز خجلت بیمائی
سیهروزی نه بینی در بیاض دیدهآردوستن
درون خانه خورشید در ظلمت نمیباشد
مرا از خود تهی کرد دست لبریز از حیات
بلی در قرب روحانی مرا حیرت نمیباشد
بسان برق از خود میرود دیوانگان او
که صحرای جنون را جزم دشت نمیباشد
چو دیدم شمع را سرکش مرا این نکته روشن ش
تواضع یکقلم در صاحب دولت نمیباشد
شدم لاغر چوماہ نو ز انگشت اشارتها
بعالم آفت جانکاه چون شهرت نمیباشد
مکن بیدردی مقسوم از حق شکوه ای ظالم
ز عادل کسر موهین در قسمت نمیباشد
اگر همت دلیر است یار شد روی زمین گیرد
بکاری پای مهندش که آهست نمیباشد
طمع هر کس که اندازد قناعت هر که بردارد
عزیز من بجز او کیست عزت نمیباشد
چو حیات گد رای طرزی آبست میزند
که آب زندگی در پرده ظلمت نمیباشد
بر روش بیدل کامل گفته
چون قلم هر کس که در راه سخن کویا شود
از نگونساری سرش آخر کجای پا شود
فیش روی آن بت سنگین دل سیمین بدن
کاشت گل یک پرده هم نار گز از با شفو
سخت حالی بین که طبع نرم همچون موم نم
بر دل چون شیشه ما سخت چون خارا شود
بلبلان از طوق قشتم حلقه در گردن کنند
باغ چون کل اگر قدم هم از آشود
سبحه جام جم را سر از معانی پی برد
هر کرا از خاک پایش چشم مینا شود
رشته نظاره مژگان جواب آلودام
از گرانبها کیش چون رک خارا شود
چشمه چشم رس طوفان سرشک ناغان
گر ذره بر هم رقم دامان من دریا شود
کړ نمید هستی خود ذره واری سر کشم
گنج دندان در نظر چون دامن صحرا شود
هر که چون مریم طب مهر خموشیها رند
خاطراش هم کویا چون لب عیسی شود
مصحف سیپاره دل پاره از تیغ او
رشته زلفش کر شیرازه دلها شود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
