Machine transcription
۲۴۳
چشمهای برق تیغ بیداد جگر دوزش
بر زخم سینه ایم مرهم کافور میباشد
نباشد باک از سیل حوادث پاک طینتانرا
بروی آب در صرم چون کند معبور میباشد
برو از اهل دل کسب دل آگاهی کن ای غافل
دل بمیعرفت چون دیده بی نور میباشد
براحت یکدمی قدر است نتوانم کنم طرزی
که دوشم زیر بار زندگی مزدور میباشد
از طبع خود در کابل گفته
در ان گلشن که یارم بالب خاموش میباشد
چو گل در پیش او بس عند لیبان بکش میباشد
لب دارم چو ساغر پیش مستان شیشه جامش
چو خم از جوش مستی گرچه دل در جوش میباشد
بدور خط مروسوی زنخدانش ای غافل
سر این چاه بهر صید دل خس پوش میباشد
لب خندان عشرت گریه غم در قفا دارد
جهان جان خانه زنبور نیش و نوش میباشد
ز بس حسرت کمین آن بر دوشم حبیرا
چو ماء کوثر ایا یم همه آغوش میباشد
جهان ادبار نقم پیش مینا آریتی
که در میخانه ام مار سیه بر دوش میباشد
بجای درس بازی میدهد تعلیم طفلانرا
در ان مکتب که قبله آن طفل بازی گوش میباشد
لسان غنچه را کن از دل خاموش میگوید
که از هر رخنه دیوار چمن را گوش میباشد
مرا از نارسائی گفت طرزی خامشی تا
که بر حرفت بسان در مرا در گوش میباشد
جواب صائب در کابل گفته
ز ریزش اشک کی از هر دو دلان میباشد
چشمی نما زنده بود آب روان میباشد
جلوه شوخی دلدار با غیار مکوی
بهتر ان راز که در سینه نهان میباشد
زدم سرد نخود تاب خور طبع لطیف
بر رخ آب دم باد گران میباشد
خاطر صافدلان زود مکدر گردد
گرد بر دیده ائینه گران میباشد
از پی رزق مکن سعی که بیچون مریم
روزی جای نشینان بان میباشد
صحبت کج نفسان باعث دوری نصحیت
پر او ار کی تیر کمان میباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
