Machine transcription
۳۴۸
بر نطق بیدل در کابل کشته
در پای تو از بسکه دلم بوسه کمین شد
چون سایه سراپا من از شوق جبین شد
لعل لب جانخش تو از بسکه نمک داشت
از خنده شیرین تو داغم نمکین شد
از بسکه پر از مشک بود آن خم گیسو
هر حلقه زلف تو پر از نافه چین شد
تا پرده فکندی ز رخ خویش بی مشاطه
آئینه ز عکس تو پریخانه جبین شد
فرق سر شاهان سرافراز ز تعظیم
در راه تو چون نقش قدم خاک نشین شد
آنرا که بود از غم شهرت بجگر داغ
در دیر سید روی ترا ز نقش نگین شد
در بود و مان تو بشک بودم و از ناز
تا حرف زدی و سهم و کمانم بیقین شد
در آئینه مردی آئین بزرگان
کمتر زن آن مرد که خود آئینه بین شد
طرزی نفسم داشت ز بس قدر سنائی
سینه از فغانم بسپر چرخ برین شد
بر روش بیدل در کابل کشته
در هوای او سپندم بسکه گرم ناله شد
از غبار ناله من سینه داغ لاله شد
در سراغ او زبس سر کرد خود گردیده ام
حلقه زنجیر پایم شعله جواله شد
با عذار آن پری رو مقابل بس گشت ماه
گشت ماه گردید چندان تهی قالب که بر دتی ناله شد
چشم سر سبزی ندارد مزرع بیحاصلم
قطره گلزار اسیدم ژاله شد
اشک شد از بس محیط چشم من از فشان
بر سواد دیده من تهمت بنگاله شد
کوچه حسن ترا دی بس ببازار عشق
دل خریدار آمد و چشمم غش دلاله شد
لعلش از جوشش نزاکت بسکه هم دوش صفا
قطره می بر لب او ساغر تبخاله شد
طرزی بیجانان از بازی چرخ کهن
عاقبت پیرانه سر بر طفل خود دگاله شد
جواب میرزا صائب در کابل کشته
هر که در راه خیالش صاحب اندیشه شد
از شراب معرفت لبریز همچون شیشه شد
زانحراف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
