Machine transcription
تویئنی نمود چون نجس خانم باعت سهر
نفس ماناله واری سوختم دل یک نیستان شد
ز شرم کوت عریان سینها سوختم اند
مرا چون شمع از نقش قدم چاک گریبانش
زبرق شعله شوقت چنان در دل گدازیم
که تا مرگان کشادم دامنم سرجوش طوفان شد
زبس چون لاله در بزم چمن مستانه میدیدم
ز سامان بهار و داغ دل رشک گلستان شد
زبس نفی دونی کردم در اثبات یکتائی
سواد کفر در چشم بیاض نور ایمان شد
ازان ائینه سان با دوستان صدق و صفا دازم
که نا همواری طبع عدو دل را چو سوهان شد
لباس عافیت در زیر گردون نیست نمیدا
که تا مژگان زجا برخاست نور دیده عریان شد
بگرداب حقیقت تا فرور فتم زحیرانی
شکست موج بسم اله از تار یگگلان شد
زجوش حسرت دیدار مارا غنچه سان طرز
بدل یک قطره خونی بود آن هم مدردامان شد
جواب بکسیم در کابل گفته
زشمشیرت چنان لذت بجان شد
که زخمم از لبش شیرین دهان شد
زبس پیکان تیرت دلنشین بود
خدنگت جای مغز استخوان شد
سرش را افکند در پای غیرت
چو سوسن هر که اینجا ده زبان شد
ز فلک دل براه چشم بردم
سرشک من روان چون کاروان شد
ز خون هر خار گلشن گشت گلگون
ز چشم جوی خون از بس روان شد
زبس حیران ر خسار تو گشتم
به پیش دیده ام ائینه دان شد
حباب بحر دریای خیالم
تهی از خود بیا در ستخوان شد
چو نام آن لب شیرین گرفتم
چوطوطی خامه ام شکر زبان شد
ز وصف چشم مست سرمه سایت
زبانم همچو سیل سر روان شد
ز شادی خنده دارد چو وقاد
بپیش ناوکت هر کس نشان شد
ز بس طرزی بگلشن دارم عزت
مرا در دیده گل شبان شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
