Machine transcription
صحبت این رنج در پای سعیم میشه شد
داغ کوئی شیر سرخ این نیستا بییشه شد
دانه بیحا صلم وقف سرا باریشه شد
صاحب عزت بود هر کس که صابر پیشه شد
در زمین سینه ام نا تخم غم را ریشه شد
نخل قد کوهکن بی باز دست و تیشه شد
بر کراطرزی دل نازک اسان شیشه شد
جواب صائب کابل کشته
ناکه از خونم رخ تیغ جفایش شسته شد
هر که با شمشیر بازی کرد اخر کشته شد
در کف عشقش تنم باریک چون نشته شد
زیر پایش هر طرف نا کشته صد چا پشته شد
میشود اکسیر چون سیماب اگر کشته شد
تا خط آوردی برات عاشقان نوسته شد
تا جو بسمل زیر تیغش دل بخون اغشته شد
جواب صائع در کابل کشته
بهر مرغ طفل ما سرشتنی کهواره شد
و امن نظاره چون مژگان از صد پاره شد
دانه چینی کی کند مرغی که دانشخوار شد
بسکه چشم شوخ آن شیرین دهن نخجیر ه شدا
تا طبیب رنج او در سینه ام بخواره شد
زا نحراف نفس از سیر معانی مانده ایم
سینه من بسکه از شیر نیستان بهتانه
از دل صد پاره غیر از ناله خیزی بچوان
مردار فضل و هنر سرمایه دار ابرو است
صد هزاران غنچه حسرت دل کل میکند
چونکه ظالم سر پیش افکند زدایمن بسان
از در و دیوار سنک فتنه میبارد برو
روی دل صد بار از حسرت بخون اغشته
پر حذر باش ای دل از ابروی خونریزی
باعث جمعیت حقف کهم کردیده ام
بسکه چشم چنگیایش حکم قتل عام داد؟
کیمیای معرفت از خویش بیرون رفتن
پیش خط لعل تو سفت د بوسه مجرا میدار
همچو کل طرزی بخود پرواز بازی میکند
کی ز سر کردانی کر دون دلم اواره شد
تا نظار کشم چشم شوخ آن خنجر کذار
مانند در شرمان فارغ زاب و دانه ایم
غمره صد دل کند سوراخ چون سنجد کمان
دل بروی بستر رحم جکر افتاده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
