Machine transcription
همچو دف روی مرا سیلی خور پیدا کرد
ناله ام با نانوای راز همی دم ساز شد
بسکه دارد مار نفص زناز آن نازنین
غمره خونریز او طرزی دل باز شد
جواب بیخود در کابل گفته
نوبهار آمد گلستان سرخ و صحرا سبز شد
در هوای باده اشکم ریخت مینا سبز شد
تا بعکس ماه رویش در اب مینا فتاد
خار ماهی گل شد و بر روی دریا سبز شد
در هوای باده از بس اشک خونین ریختم
شیشه ما عاقبت از سنگ خارا سبز شد
بهر صیاد جفا از بس کشیدم انتظار
دانه ام در دیده و دامم زبستا سبز شد
یار با ما گفت بیمار و ز عیادت یافت
عاقبت بر روی نا صرف بتمنا سبز شد
قطره خون جگر از بس بدمانم چکید
بر طراز دامنم چون برگگلها سبز شد
رستم بر موی طرزی شاخ در کف داشتم
تخم غم گویا بباغ سینه ما سبز شد
من اشعاره
هر که از بار غم درد تو خم چون چنگ شد
ناله اش با نغمه عشاق هم آهنگ شد
در چمن گل از رعونت پوست تن سید
دامن جیب بم قبا از دست تکه تنگ شد
گفتگو بر صاف طبعان باز کلفت میشود
عکس طوطی بر رخ آئینہ ام چون زنگ شد
تا بزم می پرستان آمدی ای گلعذار
جام می از نقش روی تو اتش رنگ شد
در خیال آن دهن از بس بخود پیچیده ام
غنچه سان آخر نفس در سینه من تنگ شد
بسکه از وضع برم افسردگی گل میکند
از گران جانی برستم شیشه من سنگ شد
بسکه طرزی هر طرف چون اشک میغلطیم
عاقبت در راه شوقش پای امید لنگ شد
جواب صائب در کابل گفته
تا دل پر داغ من در بزم چون طاؤس شد
شمع از خجلت نهان در پرده فانوس شد
میشود چون شمع آخر نار سائی دستگیر
هر که در راه طلب از سعی خود ما یوس شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
