Machine transcription
در غم عشق بت ترسا وش زنار بند
بر در دیر محبت ناله ام ناقوس بند
راز دردش را درون سینه پنهان داشتم
خندهای دلع بردل چنگ مایوس شد
اشک مایسم هر نفس سوی گریبان میدود
بخت ما را ترقی در طالع معکوس شد
پخته مغزان هوس در خامشی دار دنفس
کله بیغز زاهد پر صداچون کوس شد
چاک زخمم هرنفس خمیازه حسرت کشد
از وصال تیغ بیدردش کر مایوس شد
بسکه دارد حسرت پیکان هجرش را دلم
ب بهم آوردن چشم کف افسوس شد
ور نه چون کل در شخسار طنایی داشتم
از سبکروحی چو بخت من همین جلوس شد
ما ضعیفان را ل شمشیر جفایش حون بریم
دور کردون قاتل کو درزه کیر طوس شد
در میان بزم طرزی پیش حسن کریم او
دل درون سینه ام چون شعله فانوس شد
جواب کلیم در قندهار گفته
دلم زسخت دلی پیش از انکه بسمل شد
چو غنچه مُرده بَشَت تیغ قاتل شد
بروز رُوش هیچ بهار می ندیم
بران شبی که مرا با زمین مجافل شد
بهم کشتن خود بلک مرده ام زین غم
که بهر گشتن من بیجه دست غامل شد
شراب کهنه نماید مرا زه تحقیق
سخن در ست بکوید هرانکه کامل شد
براه عشق عجب وضع مختلف دیدم
هرانکه از دم ششن برست پسمل شد
نخور زبید لی خویش غصه کان عیار
دیر زآهن پیکان دلی که بیدل شد
زیسکه دیده طرزی شکست شیشه دل
کذشتنش به سرکوی دوست مشکل شد
جواب صائب در کابل گفته
زبس چشم جگر خونم زدرد هجر پرنم شد
گریبانم زاشک الکون جب دامن شد
منه مرهم بزخم همنشین بکذار برجانش
که زخم سینه ام خونین جگر از دست برهنم شد
بنادان میدید مردم هزاران غمت الوان
زباغ جفتش مردهان کند هرکس که ادم شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
