Machine transcription
۳۱۱
جواب صائب در کابل گفته
در بزم انس دلبر من مست طرب شد
چون گل ز بی خنده سرا پا ہمہ لب شد
آتش عشق تو بدل شعله فروزست
چون شمع تنم سوخته گرمی تب شد
دین پیش ز رخسار تو شام سحری داشت
از دست خطت روز سپیدم چو شب شد
آمد زبان ناصفت حسن گلو سوز
چو شمع به پیش تو پر از ابله لب شد
چون آینه گر پیش تو محویم عجبی نیست
حیرت زده گانیم ازان ترک ادب شد
از دفتر دیوان حسن هیچ ندانم
جز کس که سخن سنج ز طور از نسب شد
طرزی رخ مطلوب ز اسباب نیابند
در راه شب چو کسی در طلب شد
جواب صائب در کابل گفته
هر که از جان بنده آن قامت شمشاد شد
در چمن از قید بار و بر چوسرو آزاد شد
سر مجرد کوه کندن کوہکن نتوان شندن
میتوان جان بکند از پای تا فرهاد شد
نیست آسان ناله کردن پیش مستاند خو
دل بخون غلطیده تا آه دلم فریاد شد
در دستانش از بس ادب آموختم
ہر شکست رنگ رویم سنبل استاد شد
بیکر دیگر فتاری دماغ سر خوشان
هر که کرد آزاد از دام مرا صیاد شد
سفینه معنی رنگین چو آمد جلوه گر
از هجوم رنگ نی در ناخن بهزاد شد
بسکه دارد پیچ و هر ذوق شمشیر کنش
خون من صد جا گره بر تیغ آن جلاد شد
دست خود طرزی جهان کوته کنم از دام
دستگیرم چون حیرانی شه بغداد شد
جواب صائب در کابل گفته
دامن امید شاه پر گل چودل نومید شد
هر که مرد از تیغ عشقش زنده جاوید شد
تا تو آید جانب ما تیره روزان امدی
کلبه تاریک ما چون خانه خورشید شد
چون سر زلف کل سا روزه بکشایم می
دور جام می که طالع چون هلال عید شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
