Machine transcription
بی رخت در بزم از ان در دیده نا دارم نظر
دیدن چشم تو در بزم که مدهوشم کند
بسکه از مستی بپای خم بسر غلطیده ام
چون سبو باید که رندی در بدوشم کند
صبحدم گلپیر هن از خواب بر خیزم چو گل
گرشبی آن غنچه لب مستی در آغوشم کند
نکته سنجی زانخموشیهاست سد گفتگو
سرمه خوردن کی بسان خانه خاموشم کند
خامشی کی میتوان پوشید راز سینه ام
سرّ آن دانم که پنهان زیر پوشم کند
بحر را در زیر پیراهن بپوشاند حباب
پرده پوشی کی تواند زیر دوشم کند
دل بسان مرد مک از نور بینائی طپید
در نظر گر سرمه خال آن بناگوشم کند
در دل آگاه من انوار بینائی شود
گر مرا از مغز غفلت پنبه در گوشم کند
نور برق خنده اش طرزی بهنگام سحر
از صفا لبریز چون صبح بناگوشم کند
جواب صائب در کابل گفته
قدت چو آب سرو چمن را روان کند
رخسار چون گلت بتن غنچه جان کند
طرز نگاه شوخ تو مژگان سرمه را
بر دور چشم مست تو میل زبان کند
دل آب چون نکرد دم آن طفل شوخ شنگ
نی را چو شعله خوی تو آتش بجان کند
صد طعنه بر طراوت برگهای گل زند
آن خار و خس که بلبل از و آشیان کند
خون جگر چو آب ز دست هوس خورد
نان آرزو کسی که از ین گرد خوان کند
از بسکه تنگجای فتاد است چشم تو
بر دیده هر نگاه تو کار سنان کند
افتادگان عشق تو از همت رسا
چرخ بلند پست تر از آستان کند
خود را بزیر پای هوس خاکمال داد
غفلت نه خویش هر که در ین خاکدان کند
سبز پوش فوج بهار خیالت چه گلشن است
کز خار خشک طرح گل و گلستان کند
از شور ناله غم و درد تو همچو نی
آه خموش را بلب من فغان کند
دزد ره است آن دهن تنگ بی نشان
خود را ز مردمان بنظر زان نهان کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
