Machine transcription
٢٨٢
در بزم درو شمع صفت بسکه سوختم گل کرد آه از دل و داغ جگر چکید
طرزی زتاب روشنی دائم العذاب چون شبنم آب گشت ز چشم سحر چکید
جواب صائب بکابل گفته
دیده ام تنها شد از دوری جانان سفید بلکه شد از انتظارش هر سر مژگان سفید
چون گل بادام کردم زان بیاض دیدها در ره باد خیالش مسکنم ایوان سفید
یک نفس بخرام در باغ ای بت گلپیرهن کرده بر بوی تو نسرین در چمن میدان سفید
صد گلستان ارزو بافرصت چون رنگ گل زامید ما سحر مردم کند دندان سفید
مشک خونا به دل از بس از جفای گلرخان خنجرش آمد برون از سینه بریان سفید
از تمنای در اویزه گوش بتان در سما کوش صدف شد بر طفلان سفید
بر امید سیر گلگشت شب مهتاب او کرد صحن خانه خود را مه تابان سفید
هر کجا دست نگارینش بر آید زاستین چون ید بیضا نماید پنچه مرجان سفید
در چمن از انتظار او گل بادام و سیب شد بسان دیده یعقوب کنعان سفید
در بر شاخ کلان از عکس ماه روی او میشود چون غنچههای نسترن پیکان سفید
موز غفلت شد سفید وز گنه دل شد سیاه کاش جای مو با کردو دل حیران سفید
دیده تا نوک مژت تیغ کج او را بخواب شد بسان ما فيها مو بر تن دستان سفید
نیست از خورشید و مه طرزی شدی چرخ از غبار ما بود این گنبد گردان سفید
این جواب آن غزل طرزی که صائب گفته است از جدائی نامه را شد موی حرمانمان سفید
از طبع خود در چشمه مقرر گفته
گلمدام از آب چشم اخر بویرانی کشید دیده ام از دیدن رویت بحیرانی کشید
آتش لعل لب میگون جانان عاقبت دود حسرت از دل یاقوت زانی کشید
بسته دلهای پریشان اسیران را بهم زان سبب مجموعه زلفش پریشانی کشید
از نصر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
