Machine transcription
محو روی یارم و در این و آن تسلیم صافی طینت مرا با میکشان یکرنگ کرد
تا بچشم نو بهار خط سبزت جا گرفت طوطی ائینه ام را سبزه زار زنگ کرد
هر که شد طرزی ز عالی همتان روز کار قطع راه عشق را با عذرهای لنگ کرد
بر روش بیدل در کراچی گفته
شب خیال تو بر بس از دل حیران گل کرد آفتاب سحر از چاک گریبان گل کرد
جلوه ات از نظر م در بچه سامان گل کرد که سرشکم همه ائینه بدامان گل کرد
تا بیاد گل روی تو زدم چشم بهم از سر خار مژه غنچه خندان گل کرد
بسکه اشک مژه ام لخت جگر ریخت بچشم پاره ای دل من از سر مژگان گل کرد
تا صبا بگرد رهت ریخت بچشم تر من از بن هر مژه ام خاک مغیلان گل کرد
جلوه ناز بشب ائینه ام داد بجف صبحدم اشک مژه ائینه دامان گل کرد
با نفس برک کل تازه بر آید بسخن بسکه گلزار غمت از دل حیران گل کرد
نا شنیدم خبر وصل تو از تار نگاه تماشای تو دل از سر مژگان گل کرد
لخت دل بر مژه ام طرح چراغان دارد لاله داغ تو ما از دل بریان گل کرد
آه چون شعله لب مصرع موزون کردد از لبت بسکه مرا طبع سخندان گل کرد
نقشه غنچه خط کرده نقش رخ اوست بسکه از خاطر من صورت جانان گل کرد
دل بخود در بهر ائینه جلوه اوست قد نما ائینه سان یکدل حیران گل کرد
دل طرزی که برخسار تو چون آب چکید شبنمی هست که بر غنچه خندان گل کرد
جواب صائب در کابل گفته
خیال روی تو بزم مرا گلستان کرد هزار غنچه شگفته ام بدامان کرد
نفس ز سینه ام اشفته میشود بیرون خیال زلف تو از بس دلم پریشان کرد
شکوه حشمت ما عاجزان بیا ننگر که مور تکیه بروی کف سلیمان کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
