Machine transcription
۲۵۵
از طبع خود در کراچی گفته
باز ساقی زلب شیشه چه می می ریزد که ز شرم لب او باده خوی می ریزد
نه ز لعل لب او قطره می می ریزد غرق نشئه کشم اب ذی می ریزد
غیرت دیدن آن لعل می آلود مرام خار از موج به پیراهن می می ریزد
گر زنی دست برگهای دل از شور فغان جای فریاد زجگر گٹه پی می ریزد
بسکه چون شمع بدل داغ جگر جوش زنده آتشه در عوض خنده ز کی می ریزد
میکند زمزمه های نیم مست و خراب جای فریاد مکرمی لب نی می ریزد
همچو شبنم که بچکد برخ گل وقت سحر همچنان از رخ او قطره می می ریزد
دلم افسرده چریچ از دم سرد زاهد ژاله افسرده دل از سردوی می ریزد
از دو بخت چه بشکست دل از سنگ جفا جام چون بشکند از وی همه شی می ریزد
بگذرد تند و بیکجا بماند بر جای پای گردش بود نقش زپی می ریزد
طرزی پیش کرم دست سخا پرور او خوی خجلت زرخ حاتم طی می ریزد
درین غزل تکرار قافیه بتفاوت ضمه و فتحه در غیور گفته
خوردم از ساقی غم تا بجام پر از دور و درد از خزان انکحه برد دوش بهار م برد برد
خوی نوش اطوار خلق نیکت با زشت بسپاه نکهت گل در چمن زبان کشت ره آورد ورد
بالطافت طبع ما هموار نبود اشنا جای خوی در خاک میرنز در زوی گردا گرد
عاقبت در کشت در خم مات گرد دمهره چاه از حریف دهر دائم کس نبرد بر دو زد
پای بندید است و پا از پای جان افتاد سر خانه ویرانی رسد در هر کجا از فرد مرد
در دو هجرانش که سرغم بسان کاه کرد رنگ عاشق میشود از نشتر از رو زرد
بعد ازین خون جگر خواهم بجای می خورم کشت طرزی ساغر علیشم کدر از در دوزد
جواب صایب در کابل گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
