Machine transcription
شعله داغ ندامت جگرش میسوزد
هرکه چون شمع رک گردن نامی خیزد
کاروان نفس از بانگ جرس پیش بود
نفس ما قافله را گرچه زپی می خیزد
داغ من واسطه روشنی بزم تو بود
می دلم شمع صفت از سرگی می خیزد
تا گرفتار خودی نیست سر آزادی
هرکه از خود گذرد از همه می می خیزد
گرمی کشدگان از ســـــر ناز دگرست
گرمی آب باین چاه بدی می خیزد
نفس پر کره ناله درد نواست
گره در و دل از ناله نی می خیزد
پادشاهی دگر و جرأت مردی دگرست
کار رستم نه زکاؤس و کی می خیزد
طرزی وادی سخنرا نتوان طی کردن
چو در سر جا که کند گرد دلی می خیزد
از طبع خود بقافیه جدید درکراچی
در چمن چون سخن از عارض او خیزد
رنگ از شرم زگل پیش رو خیزد
هر کجا جلوه پیراکی حسنش گذرد
رگ گل بر بدن غنچه چو مو خیزد
گر کنم سوی تو نظاره ز تأثیر نگاه
خال بالید چو تبخاله ز رو خیزد
موج انداز خرام تو تماشا دارد
جلوه از قد تو چون سر و نو خیزد
خشک شد کام ده نان میکده ز آب عشق
همچو گردم نفس از راه گلو خیزد
میروز روز دو رنگ گل حسن با رخ
بگها پیش تو از شرم در و خیزد
پیش چشم تر من جلوه کند قامت یار
سرو دلجوی ز چار آب جو خیزد
آتش حسن تو از تندی خو سوخت مرا
شعله را سوختن از تندی خو خیزد
بسکه در گوش دلم راز بگو کوید یار
از زبانم یکی حرف نکو خیزد
از لب شیشه ما کو ببر اسرار شنو
موج می از دهن جام و بو خیزد
جلوه شخص حیا تو بود عکس درخش
شرم چون جوهر از ان ئینه رو خیزد
طرزی در نقطه وحدت نبود صفر عدد
چون بتعداد گذشتی یک و دو خیزد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
