Machine transcription
بہر طواف خاک درت بحر سحر باغ
در جیب ناک نگہت گل با صبا رود
از بسکه میطپد دل بی تاب در برم
چون موج می ز پہلوی من جا بجا رود
ای نا خدا بگو کہ کشی نمیرود
کشتی موج و بحر بکم خدا رود
اخر بروی خاک نشیند بسان گرد
چون گرد باد هر که بروی هوا رود
رفتم چنان ز خویش که ناید صدای من
طرزی ز دوری تو بگو تا کجا رود
بر روش بیدل در کراچی گفته
بیتو آئینہ دل بسکه تحیر دارد
عکس رسم در رخ من فکر نظر دارد
از بخیلان دل الفت پر از داغ و درم
گرہ کیسه از و سینه دلی پر دارد
در پی مال کند هر که شب و روز تلاش
خون دل میخورد و عیش تصور دارد
از خری هر که پی پرورش نفس رود
هیچکاویست که بهر سر توبر دارد
این دل از غم سودای جهان زادرا
طمع امساک بزرد مال تفاضز دارد
میتواند که زرہ کوہ گرا ن بردارد
هر که چون بشه غم شکر دارد
اتش خجلت تقصیر مرا بسکه گداخت
عرق اینجبهه من لنگر تقاطر دارد
بچکس نیست که از درد نباشد بینم
بحر مانند گر نیر ولی پر دارد
چشم حیرت کشا از خواب غفلت برخیز
خندۂ صبح بحال تو تمسخر دارد
هر کرا در دطلب نیست بمطلب نرسد
ناله چون از سر در دست تا ثروارد
ساخت چون آئینه ام محو تماشا طرزی
دیدن روی تو یارب چه تحس دارد
بر طبق بیدل در کراچی گفته
کدامین شہوار امروز جولان تازی دارد
که در انجمنه پردازی غبارم بازی دارد
بگریا و خرام او بزم جلوه می آید
که گردم چون سحر امروز گردون ماری دا
نگنجم در خود با پیچکس حالم خبر دارد
بلی جاسوس دانم چشمک غمازی دارد
چنان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
