Machine transcription
۲۳۵
هیچ گل نیست جگر را دلم از سنگ بینا
بی من افسرده در کوی تو گر باد رود
گردد صد زخم زمد چشم تو از غمزه بدل
خارش افتد که هوای رخت ایاد رود
بکو تنگ آمده در دهر ز آزادی خویش
خود بخود مرغ دلم جانب صیاد رود
جانب خانه ز کوی تو بخشم یاد روم
همچو طفلی که سوی خانه استاد رود
میرود مهر تو از خاطر طرزی بین
مهر شیرین اگر از خاطر فرهاد رود
بر طرز خواجه حافظ در کابل گفته
گر رود جان ستم عشوه تو از جان نرود
یاور ویت ز دل غمزه و انسان نرود
گرچه اشکم سجلی از عین بهشت اسباب
لیک نقش قلم از دیده حیران نرود
گل بگلزار چو روی تو نباشد رنگین
سرو در باغ چو قد تو خرامان نرود
یکشبی نیست که در حسرت روی تو مرا
خون دل جای سرشک از سر مژگان نرود
گر ز اشفتگیم دل شود جمع چو زلف
دلم از حلقه ان زلف پریشان نرود
هر که یکبار رخ خوب ترا دید ز دور
چه مجالست که از وی سر و سامان نرود
هر دل غمزدہ کو درد فراق تو کشید
در د عشق تو کشد از پی درمان نرود
جزو ل من که طلب صف مژگان تو خاست
کس دلسوخته چنین بر دم پیکان نرود
جلوه کردی و چون عمر ز پیشم رفتی
کسی از پیش ای قمر شتابان نرود
چند کوئی که چو قمری مکن افغان طری
ماند سر دروان کو که خرامان نرود
در شهر لاهور هنگام سیاحت گفته
از سر کشی نفس دلم به ہوا رود
سیماب ناگذشته نکردد رجا رود
راضی چو گشت دل بقضای رضای دوست
دست قضا گرفته براه رضا رود
ہر کس که دست دامن پیر مغان گرفت
از پای خم چوشیشه می با صفا رود
از بسکه طرز جلوۂ حسن تو دلر با ست
عکسم ز روی اینه ز نهار و د
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
