Machine transcription
پر زلف سرت دل ما توان داد گر غبار
متاب زلف که درین پیش تاب تاب ندارد
جهد زلف سیاہت رواج مشک شکسته
بدو وصل لبت رونقی شراب ندارد
نگار من بکه گویم که در براین دل ریشم
زغصه خون شد و پایت سر خضاب ندارد
ز بس گریست دو چشم ز دوری رخ دلسوز
بقدر قطره مرا بحر دیده آب ندارد
ز خون دیده اگر صد هزار نامه نویسم
چسان کنم که از و نامه ام جواب ندارد
بچشم روشن من نه قدم که جای نشستن
چو لایق قدمت را دل خراب ندارد
برفت آن گل و گیسویت گرفت قرار
غریب طرزی محزون قرار و خواب ندارد
از طبع خود در هرات گفته
حیرت زده ات صورت خود بینی ندارد
خامش نفست ذوق سخن چینی ندارد
از مویه دل افتاد چو آن موی میان دید
جز موی دگر لب بر لب بینی ندارد
تا چند دہی نسبت گل را برخ یار
گل با رخ او نسبت رنگینی ندارد
حرف شکرین شکر و قند مکرر
پیش لب شیرین تو شیرینی ندارد
چون شمع همه سر ہوا سوخته غفلت
هر کس صفتی در ته پا بینی ندارد
تا عشق پرستی تو شد مذهب عاشق
زین مشرب ایمن ره بیدینی ندارد
گویم سخنان بر دل طرزی
همچون پر کاهیست که سنگینی ندارد
برطبق بیدل در کابل گفته
گر یاد جمالت قدم پیش بر آرد
چون آئینہ ام بخودی از خویش برآرد
بر گشت بیادت دلم از کم ز دلهی
این قطره کی از بحر مرا پیش برآرد
عالم همه در مطلب خود سعی فروش است
آن کیست که خود حاجت درویش برآرد
میروی تو گر برخ گل دیده کنم باز
خار مژه در دیده من نیش برآرد
آن روز مبادا که ز عشق تو بچه چم
عشق تو مرا گر همه از پیش برآرد
دیروزم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
