Machine transcription
۲۳۶
چون زغم دم زنهمرهای دم سمیرس
طرز ی بربعش جهان دل نهی چون سید
و متبعش حوض دم همه دم می آرد
با خبر باش که شادی همه غم می آرد
جواب مخصے
مفصل حسر ابی کی باغ روض خاکی دارد
طراوت میکشند صرف بهارش بکفر نمکش
زشر از روسی نکبت برنگ آلوده میر یزد
از ان چون شمع برگردش سریفا طین تیکرد
در اقلیم سخن ناکوش کردون فته آواز
بقانون محبت نغمهای پرده ور وم
زپیچ و تاب تار رشته آه دلم طرزی
که این مشاطه آن کل راهت خاکی دارد
کل تبخال ز آب پیچ اونا کی دارد
زسطح بهار حسن او پاکیز کی دارد
که داغ سینه من چشمک از غماز کی دارد
قلم در خامشی از بس بلند آواز کی دارد
نوای ساز عشرت در دلم ناساز کی دارد
کتاب دفتر اوراق من شیر از کی دارد
من طبعہ
بکو معشم ز خود بیخود دل بیاب آرد
ز طرز ناز شوخیهای حسن جلوه ارایش
بگرداب محیط عقل تا در خود فرو ر فتم
زفیض کریه مرا شکه در استین دار
ز وضع بیقرار اضطراب دل چه میرسی
بچین از زلف پرتابش اگر بوئی صیادرد
بلند و پست یکسانت پیش عزم جولان
بمانم بر رسائیهای چین زلف پیچانش
مرافتاده عکس سسیکون تو در چشم
سمرار ا فتاد کیهابر فرازی میدهد طرزی
که چون آئینه کر از خود بر و کرداب آرد
دل از خود میرود چند انکه چشم جواب آرد
بکف غواص فکرت کر نایاب آرد
بلی این بحر دانم کو ہر شاداب آرد
که مینائی سرم بر بالش سیماب آرد
دماغ نافہ جای مشک خون ناب آرد
بہر جائی که رو از خود کی سنجاب آرد
که بر دوش خم و پیچ و شکنچ و تاب آرد
که ہر اشکم بکف جام شراب آب آرد
که ماه نور جیب کاستن مهتاب آرد
رباعی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
